|
خبرنگاران سینمافا؛ اولین خبرنگاران حاضر در جشنواره
سینمافا- پيام خدابندهلو-حضور در جشنواره فيلم فجر، آن هم در سالني ويژه خبرنگاران، بدون شك كنجكاو برانگيز است. فارغ از اين بحث كه فيلمها در چه سطحي هستند، تجربه گپ و گفت باخبرنگاران و منتقدان و همينطور شركت در جلسات نقدو بررسي فيلمها به طور مشخص براي هر علاقمند به سينما جذابيتهاي خاص خود رادارد.نكته جالب توجه اينكه خبرنگاران سايت سينمافا (پيام خدابندهلو و علي وزيني) اولين خبرنگاران حاضر در برج ميلاد بودند كه حدود ساعت 9 وارد مجموعه شدند.
* ورودي ميلاد رسيدن به مجموعه برج ميلاد كار سادهاي نيست. به نظر ميرسد اتوبوس يا
مينيبوسي براي اين برج وجود ندارد و طبعا هزينه تاكسي از ميدان آزادي تا
مجموعه ميلاد هم ارزان نيست. پس از آن هم راه نسبتا بلند و مرتفعي بايد طي شود تا به مجموعه برسيم. سپس
با آسانسور تا 4 طبقه بالا ميرويم تا درب ورودي مجتمع همايشهاي برج
ميلاد پيدا شود. در اينجا مسئولان درب ورودي با دستگاههايي مخصوص كارت هر خبرنگار را چك
ميكنند. كارتها الكترونيكي است و يكي از ويژگيهاي آن سهميه غذا به هر
كارت است. نكتهاي كه در مورد رسيدن به ميلاد نبايد آن را فراموش كرد، اختصاص
دستگاههاي ون توسط جشنواره بود. اين دستگاهها 5 مسير را از ميدان آزادي،
ميدان انقلاب، ميدان جمهوري، ميدان هفت تير و سيدخندان تا مجتمع ميلاد طي
ميكنند و از خبرنگاران هم پولي نميگيرند. البته ساعت حركت آنها مشخص است
و بر خلاف اكثر برنامههاي جشنواره، تاخيري در حركتشان ندارند! * امكانات داخلي اختصاص ناهار و شام رايگان در كنار پذيرايي شامل نسكافه، چاي و انواع و
اقسام كيكها، باعث ميشود تا خبرنگاران مشكلي از باب گرسنگي
نداشتهباشند! با اين حال غذاها چندان مورد علاقه خبرنگاران نيستند. برخي از اين غذاها يخ كرده و باقي مانده از ظهر هستند. در كنار غذا
بستههايي هم وجود دارد كه در داخل آنها نوشابه، ماست، نان و برخي اوقات
چيزي مثل شله زرده ديده ميشود. وجود غذاهايي كه براي اغلب خبرنگاران
شناخته نشده و طعم خوبي هم ندارد، بيشترين انتقادات را از سوي آنها موجب
شدهاست. البته دور از انصاف است كه به برخي غذاها مثل چلو و جوجه و
ساندويچ اشاره نكنيم! نوع توزيع ژتون مشكلساز است. اگر چه مسئولان اعلام كردهاند كه ساعت
گرفتن ژتون مشخص است اما اكثر خبرنگاران در آن ساعت مشغول تماشاي فيلم يا
حضور در جلسات نقد و بررسي هستند. به همين دليل هر بار با دعواي ميان
اهالي رسانه و جشنواره، ژتونها خارج از ساعت توزيع ميشود. امكان ديگر مجموعه وجود حدود 15-20 دستگاه كامپيوتر متصل به اينترنت
پرسرعت است. با اين حال با توجه به حضور حدود 1000 خبرنگار، اين تعداد
زياد هم پاسخگوي آنها نيست. خصوصا اينكه برخي براي مرور اخبار مسابقات
فوتبالي كه به خاطر جشنواره از دست دادهاند، از كامپيوترها استفاده
ميكنند! تعدادي از كامپيوترها با نصب برچسبهايي به سايت يا خبرگزاري خاصي اختصاص
پيدا ميكند تا آن رسانه مشكلي در پوشش خبري جشنواره نداشتهباشند. * نمايش فيلمها و برخورد خبرنگاران سه سالن به طور همزمان فيلمهاي جشنواره را نمايش ميدهند. با اين حال
تمركز خبرنگاران بر سالن اصلي و بزرگ مجموعه است كه مخصوص فيلمهاي بخش
مسابقه است. اين سالن در اغلب فيلمها جمعيت زيادي را در خود جاي ميدهد
اما بزرگي آن تا حدي است كه تقريبا در زمان نمايش همه فيلمها چند جاي
خالي ديده ميشود. منتقدان حرفهاي رديفهاي بالا و مياني سالن را پر ميكنند و خبرنگاران
غير حرفهاي بيشتر به دنبال صندليهاي كناري و جلويي براي رفت و آمد
آسانتر هستند. هر فيلم ميتواند بازخورد متفاوتي را از سوي مخاطبان موجب شود. «راز دشت
تاران» به خاطر مضمون كودكانه و در عين حال داستان نخنمايش، در ميانههاي
فيلم اغلب تماشاگران به بيرون سالن ميفرستد. اما «آتشكار» و «هيچ» با
مضمون طنز، مخاطبان را تا 12 شب نگه ميدارد و سپس با تشويق شديد روبرو
ميشود. خبرنگاران تمايز چنداني با مخاطب عام ندارند. با اين حال آنها برخي
فيلمها را مورد تمسخر هم قرار ميدهند. مثلا در مورد فيلم «آناهيتا» كه
اثري جدي است، برخي ديالوگهايش به طنز ناخواسته تبديل ميشود كه با سوت و
كف مخاطبان سالن ميلاد روبرو ميشود. معمولا تماشاگران عاميتر اين سالن، به قسمتهايي از فيلم كه طنز هم نيست،
ميخندند. آنها به دنبال بهانهاي براي تفريح كردند هستند و فيلمهاي اغلب
جدي امسال، پاسخگوي آنها نيستند. پس از پايان هر فيلم، بحثهاي داغ در مورد هر فيلم شكل ميگيرد و معمولا
تماشاگران از ويژگيهاي مثبت آثار صحبت ميكنند و قسمتهاي منفي را به
نشريه و وبلاگشان واگذار ميكنند. دو سالن ديگر مجموعه به ترتيب آثار بخش فيلمهاي ويدئويي ايران و آثار
مستند خارجي را نمايش ميدهند. هر دو سالن در اغلب سانسها خالي از جمعيت
است. به طوري كه طبق گفته يكي از مسئولان سالنهاي كوچك، در نمايش يكي از
فيلمهاي ويدئويي، كارگردان آن تنها تماشاگر فيلم بوده و برخي از مستندهاي
خارجي حتي يك تماشاگر هم ندارند! * توزيع اقلام و نشريات اگر چه اشغال بودن كامپيوترهاي جشنواره امكان مطالعه بازتابهاي جشنواره
را از بين ميبرد و البته دور از انصاف است كه وقتي خبرنگاري براي ارسالش
خبرش به خبرگزاري عجله دارد، ما كامپيوتر را براي كار شخصي استفاده كنيم،
در عوض تعدادي از نشريات، ويژهنامهها و شمارههاي منتهي به جشنواره خود
را به صورت رايگان در قفسه و روي ميزهاي مجتمع قرار ميدهند. روزنامه امتياز، هفته نامه سينما، جهان سينما، سينما تئاتر و ... از جمله
اين نشريات هستند. با اين حال اكثر مطالب آنها به اخبار جشنواره اختصاص
پيدا كرده كه چندان جذابيتي براي خبرنگاراني كه خود در مركز اخبار هستند
ندارد. امسال ويژهنامهاي كه منتقدان سرشناس در آن قلم بزنند ديده
نميشود و مثلا خبري از توزيع روزنامه اعتماد كه گويا صفحه جشنوارهاش
توسط «امير پوريا» در ميآيد، نيست. بولتن جشنواره به صورت تصادفي پيدا ميشود. احتمالا سهميه مجتمع چندان
بالا نيست و خيلي سريع شمارههاي آن تمام ميشود. بولتن با همان تيم
سالهاي قبل با سردبيري نصرالله تابش و همكارانش مثل خسرو نقيبي، فعاليت
ميكند و به طور جامع و كامل تمام فيلمها را با مصاحبهها و يادداشتها
پوشش ميدهد. همچنين يك سايت سينمايي و يك فيلم هم اقلام تبليغاتي خود را به جشنواره
آوردهاند و تعداد زيادي از آنها در قفسه جشنواره در كنار نقشه مجموعه
ميلاد و برنامه سالن، ديده ميشود. * جلسات نقد و بررسي فيلمها هنرمندان امسال حضور كمرنگي در مجموعه برج ميلاد دارند و بسياري از نشستهاي نقد و بررسي فيلمها برگزار نميشود. طبق وعده جشنواره، تنها فيلمهاي مسابقه سينماي ايران جلسه نقد و بررسي
دارند اما بعدا با درخواست برخي از سازندگان آثار اول و دوم و خارج از
مسابقه، نمايشهايي نيز به آنها اختصاص پيدا ميكند. سوالات به صورت مكتوب مطرح ميشود و سطح اكثر آنها طبق روال قبلي، بسيار
نازل است. پرس و جو در مورد كارهاي قبلي بازيگران، ملاكهاي انتخاب نقش و
البته ايرادهاي جزئي به فيلم مانند قرارگيري يك وسيله در جايي از كمد،
اكثر سوالات را شامل ميشود. اكثر منتقدان مطرح در نشستها حضور پيدا نميكنند. تنها نشست فيلم آل است
كه به واسطه بازنويسي فيلمنامه آن توسط امير پوريا (يكي از منتقدان
سرشناس) با حضور تعدادي از منتقدان مطرح همراه ميشود. البته فيلمهاي محبوب منتقدان از جمله به رنگ ارغوان، آتشكار و هيچ، لطفا مزاحم نشويد هم جلسه نقد و بررسي ندارند. ميزهاي نشستها اغلب بسيار شلوغ است و حدود 10 نفر از عوامل فيلم به بالا
ميروند. به همين دليل اكثر آنها صحبتي در مورد فيلم انجام نميدهند و در
طول مدت برگزاري نشست، تنها نظارهگر سالن هستند. * دعواهاي خبرنگاري همانگونه كه خبرنگاران برخي از فيلمها را مورد تمسخر قرار ميدهند،
عوامل فيلمها هم از حملات تند به آنها ابايي ندارند. جلسات نقد و بررسي
محل خوبي براي دعوا ميان آنها محسوب ميشود! چرا كه هم سازندگان فيلمها
پس از بازخورد فيلمشان عصبي هستند و هم خبرنگاران سوالات تحريك آميز
ميپرسند. بعضا پيش ميآيد كه كارگردانان فيلمها متلكهاي بدي به خبرنگاران
مياندازند. نمونه بارز آن عباس رافعي كارگردان فيلم كيميا و خاك است كه
در پاسخ به سوالي مبني بر «وجود سرعتگير در خيابانهاي قبل از انقلاب»
ميگويد: «اگر كسي تانك و معماريهاي قديمي شهر را نديده و تنها سرعتگير
را ديده، همان بهتر است كه سرعتگير را ببيند!» اينگونه پاسخها معمولا
با واكنش خبرنگاران روبروست. برخي به پوشش خبري برخورد فيلمساز اكتفا
ميكنند اما برخي ديگر با آن فرد دهان به دهان ميشوند. دعواي اصلي ميان تهمينه ميلاني كارگردان فيلم تسويه حساب و يكي از
خبرنگاران شكل ميگيرد. گويا خبرنگاري نسبت به نمايش سطحي مردان و درك
ميلاني از فمينيسم، انتقاد ميكند و ميلاني هم با الفاضي تند جواب او را
ميدهد. اين دعوا به خارج از سالن جلسات كشيده ميشود و ميلاني براي
انتقاد از اين خبرنگاران، حتي به روابط عمومي هم ميرود. البته خبرنگاران تنها فيلمسازان در حال دعوا نيستند! مواردي ديده ميشود
كه آنها با يكديگر هم درگير ميشوند. مثلا فردي از پشت كامپيوتر بلند
ميشود و كيفش را به نشانه رزرو آن روي صندلي ميگذارد. فرد ديگري بدون
توجه، آنجا مينشيند و مشغول كار ميشود. وقتي رزرو كننده كامپيوتر
برميگردد از او ميخواهد بلند شود و او هم به طبع سرجايش باقي ميماند و
تهديدها و عصبانيتها شكل ميگيرد.
منبع: سینمافا
|
- لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید
| |