|
سینمافا-مائانتا اعتصامی- "چهل سالگی" همین که اقتباسی است هر چند آزاد از کتاب " چهل سالگی" ناهید طباطبایی و با برداشتی از داستان " پادشاه و کنیزک" مثنوی معنوی , جای تقدیر دارد بس که در سینمای ما , جای ادبیات و اقتباس خالی است.
اما "چهل سالگی" با همه ی نواقصی که شاید داشته باشد اما در کل , در برهوت کنونی سینمای ما , فیلمی است که ارزش دیده شدن و نوشتن را دارد. "چهل سالگی" داستان زن و شوهری است که در آستانه ی چهل سالگی به سر می برند. زن دچار ملال و یکنواختی زندگی شده , با بازگشت عشق دوران جوانی , دلش هوای آرزوها و جوانی هایش را می کند و مرد عاشق دست و دلش می لرزد که زنش در این دوراهی چه انتخابی خواهد کرد. سن چهل سالگی قرار است یک جورهایی نقش اول این فیلم باشد. این سن , سن توقف است. یک توقف کوتاه در میانه ی راه , که آدمی می ایستد و به پشت سر نگاه می کند .راهی را که در این چهل سال آمده برانداز می کند , سبک و سنگین می کند و برای باقی مسیر تصمیم می گیرد. همین توقف است که این سن را از مثلا بیست و هشت یا پنجاه و دو سالگی متمایز می کند. در این داستان نگار با بازی "لیلا حاتمی" زنی است که از رویای جوانی اش یعنی ساززدن به خاطر فشارهای جو دهه ی شصت و رفتن عشق جوانی اش از ایران دست کشیده و به زندگی آرام ولی یکنواختی تن داده که گرچه خوشبختش می کند اما شاد نیست. لیلا حاتمی با استفاده از چهره ی آرام و معصومش این شادنبودن پنهان در عمق را خیلی خوب با نگاه های بی حالت و ری اکشن های کند و بدون احساسش نشان می دهد. حاتمی زنی را ساخته که صرفا زنده است بدون این که زندگی کند. زنی که از بیرون و روی کاغذ همه ی المان های خوشبخت بودن را دارد اما آن رضایت درونی که آرزوی همه ی انسان هاست را ندارد.  و فرهاد با بازی " محمدرضا فروتن ", مردی است عاشق که در آستانه ی چهل سالگی هم چنان عاشق همسرش است و هر کاری می کند تا همسرش شاد و خوشبخت باشد. فرهاد جای احساسی خالی همسرش را با وجود خترش پر می کند. دختری که رابطه ی نزدیکی با پدر دارد و در غیبت احساسی مادر , پدر را تر و خشک می کند تا جایی که او را "پسرم" صدا می زند. در جریان این زندگی یکنواخت "نگار" و تلاش های "فرهاد" برای زنده کردن رابطه شان , عشق دوران جوانی "نگار" که در موسیقی برای خودش استادی شده به ایران بازمی گردد و زندگی " نگار" را رنگ و بوی تازه ای می بخشد. فرهاد نیز که شاهد ماجراست مانند یک عاشق واقعی تصمیم می گیرد همسرش را آزاد بگذارد تا بین عشق آرام او و عشق جوانیش یکی را انتخاب کند.
"چهل سالگی" داستان خوبی دارد. در واقع ماده ی اولیه ی خوبی دارد و نتیجه ی نهایی هم چیز قابل قبولی در آمده , هر چند به سبک کارهای دیگر " رییسیان" به خصوص " ایستگاه متروک" ریتم کند و تا جایی کسل کننده دارد . "چهل سالگی" فیلم موقری است که گرچه تمام امکانات برای تبدیل شدن به عاشقانه ای مثلثی و سطحی با اداهای روشنفکری را دارد اما توانسته با کم ترین صدمه از این لبه ی تیز فرار کند. فیلم در دو زمان مختلف پیش می رود. زمان حال و زمان جوانی "نگار" در دهه ی شصت که داستان عشق جوانی و چگونگی آشنایی "نگار" و فرهاد" را نشان می دهد. کارگردان در ملموس درآوردن حال و هوای موسیقی در دهه ی شصت خوب عمل کرده و درواقع دنیای جوانی های "نگار" که خیلی راحت می توانست مصنوعی دربیاید , به خوبی حس همدردی تماشاچی را برمی انگیزد. هرچند نکاتی هست که شاید نبودنشان , فیلم را به خاطره ای خوب در سینمای ما تبدیل می کرد. برای مثال سردرگمی کارگردان برای انتخاب نقش اول فیلمش و تردید در تعیین سنگینی هر نقش ,در قسمت هایی تماشاچی را نیز سردرگم می کند که داستان , داستان تردید "نگار" است یا چهل سالگی "فرهاد". تردید "نگار" مسئله ی کارگردان است یا "فرهاد" که چهل ساله ی داستان است. یعنی در واقع بحران چهل سالگی بیش تر برای نگار سی و چند ساله اتفاق می افتد تا فرهاد مطمئن و عاشق که آن قدر به عشقش مطمئن است که بگذارد زن دوباره انتخابش کند حتی با این که می نشیند و جلسه ی همسرش با عشق جوانی هایش را شنود می کند. اصلا همین داستان دستگاه استراق سمع , شاید از نکات ضعف دیگر فیلم نامه باشد. انگار که نویسنده هیچ راهی برای قراردادن "فرهاد" در موقعیت فهمیدن اتفاقات ملاقات همسرش با عشق جوانی هایش نیافته و دست به دامان دستگاه استراق سمع و بهانه ی استفاده ی آن در بازار بورس شده است! نقش استاد "فرهاد " با بازی "عزت ا... انتظامی" هم تا حدودی اضافه است. قشنگ هست اما کاربردی نیست. نقش استاد و تمام دیالوگ های زیبایش را حذف کنید. صدمه ای به کلیت داستان می خورد؟ شخصیت دیگری که خیلی خوب در نیامده بود , دختر خانواده بود که به نسبت سنش , دیالوگ های کمی نچسب و بزرگسالانه داشت که می توانستند خیلی راحت با حفظ مضمون ,کمی کودکانه تر شوند. و از همه بدتر و پاشنه ی آشیل فیلم , بازیگر نقش "کیان" عشق جوانی های نگار است که به جز چهره اش که برای همان فوتومدل های "هاکوپیان" مناسب تر است , کوچکترین استعدادی در درآوردن نقش که الحق جای زیادی هم برای کار نداشته و در واقع شاید هم تمام تکیه ی داستان بر استیل و چهره ی بازیگر بوده تا رقیب "فروتن" را قدرتر نشان دهد , بروز نداده است. با تمام این حرف ها , "چهل سالگی" فیلم موقر و خوبی است که بدون هیچ حاشیه ای , به آرامی حرفش را می زند و نشان می دهد در این برهه ی زمانی که سینمای ما از فقدان فیلم نامه های قوی رنج می برد , پناه بردن به دنیای ادبیات و اقتباس می تواند راهکار خوبی باشد.
منبع: سینمافا بازدید: 2298
1. نویسنده تغت, فعال 1389/05/15 - 15:24 با 99 درصد مطالبتون موافقم. دقیقا اینا حرفایی بود که وقتی از سینما ذاومدم بیرون به همراهم گفتم. |
|
- هنردوست گرامی ، لطفا نظر خود راجع به مطلب فوق را در کادر زیر به زبان پارسی وارد نمائید. توجه کنید که نظر شما پس از تائید مدیریت سینمافا و پس از حداکثر 6 ساعت در سایت قرار خواهد گرفت.
| |