خدايا ما را از دست اراذل اوباش نجات بده! سينمافا-شاهين اسدبيگي- بحث امروز نه صرفا در مورد اخراجيها و ضعفهاي ساختارياش بلكه در مورد مقايسهاي است كه بعضي افراد بين ورژن يك و دو فيلم انجام ميدهند تا بگويند مثلا فيلم اولي خوب و دومي بد بود.
البته بايد گفت در اينكه اخراجيهاي دو يكي از بدترين فيلمهاي تاريخ
سينماي ايران (حتي بدتر از شارلاتان و شاخه گلي براي عروس و زندگي شيرين
و...) است ترديدي وجود ندارد. اما بهتر بودن اخراجيهاي يك نسبت به دومي،
به معني تاييد «اخراجيها يك» و حتي بي ارزش خطاب نكردنش نيست.
بحثی در مورد کارهای سینمایی آقای ده نمکی نیست زیرا همه كساني كه دغدغه سينمايي دارند فیلم های ضعیف ساخت او را تا حد ممكن نقد کرده اند و اينجا هم قصد تكرار كلام نيست. چنانکه منتقدان معتبر (از مجيد اسلامي و مهرزاد دانش گرفته تا امير پوريا و امير قادري و نيما حسنينسب و سايرين) بارها با تحليلهاي دقيق خود اين واقعه را گوشزد كردهاند و حالا هم همگي نگران سومين سري اين فيلم هستيم! همه ميدانيم كه موج كمديهاي وحشتناك چند سال اخير به نوعي با اخراجيهاي يك شدت گرفت و اخراجيهاي دو سند خوبي بود كه نشان دهد سطح سليقه مردم روز به روز پايينتر ميرود. به قول مجيد اسلامي در فرهنگ هر چه بكاريم همان را درو ميكنيم. همين ميشود كه مردم هم براي «يوسف پيامبر» و سريالهاي فارسي وان سر و دست ميشكنند و هم يادگاريهايشان را روي ديوارهاي بناهاي تاريخي ببينيم و زبالههايشان هم روي زمين ريختهاست. گويي قرار است اين زبالهها با آب باران و نور خورشيد رشد كند و نتيجهاش اخراجيها و امثالهم شود. مردم همينها را ببينند و دوباره آشغالهايشان را روي زمين بريزند!
اما بحث امروز نه صرفا در مورد اخراجيها و ضعفهاي ساختارياش بلكه در مورد مقايسهاي است كه بعضي افراد بين ورژن يك و دو فيلم انجام ميدهند تا بگويند مثلا فيلم اولي خوب و دومي بد بود. البته بايد گفت در اينكه اخراجيهاي دو يكي از بدترين فيلمهاي تاريخ سينماي ايران (حتي بدتر از شارلاتان و شاخه گلي براي عروس و زندگي شيرين و...) است ترديدي وجود ندارد. اما بهتر بودن اخراجيهاي يك نسبت به دومي، به معني تاييد «اخراجيها يك» و حتي بي ارزش خطاب نكردنش نيست.
اگر بخواهيم اخراجيهاي يك را فارغ از توجه به ساخت فيلم دومي بررسي كنيم با چنان اثري سطحي روبرو خواهيم شد كه بدتر از آن را فقط میتوان اخراجیها دو نامید. توسل به لودگي در كاراكترها (دلقكبازيهاي حيايي، اميرفضلي، عبدي و شريفينيا و ساير)، استفاده از زشت ترین طنزهای ممكن (مثل شوخي با گاز معده اكبر عبدي)، استفاده از جوكهاي اس ام اسي (مثل آنجايي كه ميگويد اين شربت شهادت است نخوريد كه هيچ منطقي در داستان ندارد) و از همه بدتر تحول بي مقدمه و بي منطق پاياني كه توسط كاراكتر كليشهاي سيد جواد هاشمي صورت ميگيرد، اين فيلم را به اثري سطحی و تا حد زیادی مبتذل تبديل كرده. چنانچه پيمان قاسمخاني كه قرار بود مشاور فيلمنامهاش باشد بارها تاكيد كرد اثر كنوني هيچ ربطي به او ندارد و ننگش در كارنامه او نوشته نشود.
كل هنر فيلمساز به روبرو كردن شريفينيا (كه مثلا يك آدم معتقد بيش از حد تندروست) با اراذلي (كه احتمالا بي ربط به خود ده نمكي و دوستان جوانياش نيستند!) است كه آمدهاند جنگ را به تفريح بگيرند و طبعا مخاطبي كه خود را به دوبلههاي فارسي وان عادت ميدهد، ميتواند به ديالوگ دم دستي «خدايا ما را از دست اراذل، اوباش، نجات بده» بخندد و براي بزن و بكوب آنها در اتوبوس حامل رزمندهها، غش و ضعف برود!
البته ده نمكي آدم جالبي است. او ميگويد تماشاگرش نه صرفا براي اين طنزهاي ناب، بلكه براي آن تحول و پيام اخلاقي فيلم و آهنگ محمد اصفهاني به سينما ميرود و دست ميزند. در حالي كه در گفت و گو با همين مخاطبان عاشق فيلم بارها اين جمله را شنيدهام كه «چند دقيقه پاياني فيلم خيلي بد است و در دفعات چندم تا قبل از جدي شدن، فيلم را ميبينيم.» در عين حال نميتوان منكر اين شد كه شايد واقعا برخي تماشاگران براي صحنههاي سانتي مانتال پاياني (مثل بغل كردن دختر بچه مُرده توسط يكي از اراذل سابق) دل بسوزاند و حداقل به خود تلقين كند كه اين خندهها بي خودي هم نبودهاست.
با اين حال بايد اين حق را به برخي مدافعان اخراجيهاي يك بدهم كه از اين اثر در برابر دومي دفاع كنند. چرا كه سري دوم فيلم سكانسهايي دارد (مثل فوتبال و زدن ضربه پنالتي به عكس صدام يا رقص و آوازهاي متعدد و ريختن نخهاي سيگار روي فرد معتاد و...) كه نظيرش را شايد كارگردان نمايشهاي روحوضي آخر شب سينماها هم نتوانند بسازند! و حالا معلوم نيست كه دهنمكي در اخراجيهاي 3 چگونه ميخواهد ما را سوپرايز كند!
در پايان بايد توجه داشت مردم هميشه هم مشتري اخراجيها و يوسف پيامبر و فارسي وان نيستند. همين مردم بودند كه سال گذشته (در كوران انتخابات) «درباره الي» را ميلياردي كردند و براي ديدن «بي پولي» به سينماها رفتند. همانها كه سريال «ساعت شني» و طنزهاي رضا عطاران را هم ميبينند و دوست دارند. بنابراين اگر خوراك خوب به آنها داده شود كم كم خودشان را به اينها عادت و ارتقا ميدهند. چه بسا خيلي از مخاطبان بودند كه اگر سريالهاي فارسي وان را ميديدند، دي وي دي مجموعههاي معتبري چون لاست، فرار از زندان و 24 را جدا از مقاصد آنها تهيه و تماشا ميكردند. همين حالا اگر مردم بروند كيفر و چهل سالگي و بيداري روياها را ببينند، باعث خشنودي همه ماست. نه اينكه اينها شاهكار باشند، ولي دست كم آثار محترمي هستند. همينطور كه استقبال مردم از مارمولك و مكس و دايره زنگي و نان عشق و موتور 1000 را كسي با چهارچنگولي و دو خواهر و سلام بر عشق مقايسه نميكند.
منبع: سينمافا
بازدید: 1341
یادداشت ها (3)
1. نویسنده معترض, فعال 1389/06/15 - 05:20 هيچكدام نه اخراجي 1 و نه اخراجي 2.جي بود اين فيلم ها؟ مي خواستند طنز و لودگي بسازند چرا ديگه با بحث شهادت و مقوله جنگ قاطي كردند؟ بدبختي اينجاست كه قراره3 هم بسازند!اين بودجه ها صرف چي ميشه؟سخت متاسفم.
2. نویسنده سعيد, فعال 1389/05/06 - 19:27 نكته ي جالب توقع بالاي حضرت ده نمكي هست كه يه جوري صحبت ميكنه انگار بزرگترين خدمت رو با ساخت اخراجي ها و دارا و ندار كرده. يه طوري كه انگار بزرگترين كارگردان جهانه. يه سري به وبلاگش بزنيد. چيكار ميشه كرد. بدبختي ماست ديگه.
3. نویسنده هاكان, فعال 1389/05/06 - 17:18 شما يه ليوان آب سرد بخور به حسابه من .! عجب دل پري داشتي .!عين خودمي! در كل موافقم خصوصا در مورد فارسي وان كه رسما افتضاحه با اون دوبله هاي مصيبت و مقاصد شومش !
ایجاد یادداشت
هنردوست گرامی ، لطفا نظر خود راجع به مطلب فوق را در کادر زیر به زبان پارسی وارد نمائید. توجه کنید که نظر شما پس از تائید مدیریت سینمافا و پس از حداکثر 6 ساعت در سایت قرار خواهد گرفت.