|
همت جدي شمقدري و سجادپور براي حمايت از كمديهاي فاخر روي پرده! و توقيف سنتوري! سينمافا- شاهين اسدبيگي- راستش در اين يك سال همهمان با روشهاي نوين دروغ پردازي و عوام فريبي آشنا شدهايم و كساني آمدهاند كه تئوري قديمي «دروغ هر چه بزرگتر، باور پذيرتر» را احيا كردهاند! خب سينما هم يكي از مصداقهايش است!
قضيه توقيف فيلم را همه ميدانيم. خصوصا در دوره صفارهرندي و جعفري جلوه كه سنتوري و آتشكار و صد سال به اين سالها و... توقيف شدند.
پس از رفتن اين دو و آمدن حسيني و شمقدري، قضيه كمي فرق كرد. شمقدري وعدههاي زيادي داد: مجوز دادن به گلشيفته فراهاني و محمدرضا گلزار، ايجاد شرايط اكران سنتوري و راه يافتن توقيفيهاي قديمي سينما يعني به رنگ ارغوان، تسويه حساب، آتشكار و صد سال به اين سالها به جشنواره فجر.
شمقدري در ابتدا خود را مسئولي دموكرات معرفي كرد. كسي كه مثلا به مشكلات سينماي ايران آگاه است و دائم هم عليه مديريت قبلي صحبت ميكرد. اگر چه در نگاه اول گفتههاي او قابل باور بود و دست كم ميشد آن را به عنوان يك حركت مدرن براي جلب نظر عموم سينماييها قلمداد كرد، اما رفته رفته مشخص شد كه مديريت فعلي تفاوت چنداني با قبلي ندارد و كم كم كار به جايي كشيد كه نميشد حتي «با پنبه سر بريدن» را هم مصداقش حساب كرد و تيغ كم كم نمايان شد.
وضعيت سينماي ايران روز به روز بدتر ميشود. جالب اينكه آقايان همه چيز را گردن دورههاي قبلي مياندازند. بد نيست نگاهي به ليست و مطلب مهرزاد دانش در شماره دوم مجله (بسيار خوب) نافه بياندازيد تا ببينيد چگونه آثاري دست كم در حد دو زن و زير پوست شهر و سگ كشي و مهمان مامان جاي خود را به اخراجيها و چهار چنگولي و زندگي شيرين و امثالهم دادهاند.

اما بحث امروز راجع به اينها نيست! شايد هم هست ولي بهانهاش چيز ديگري است. فيلم سنتوري ساخته داريوش مهرجويي قرار بود اين روزها روي پرده برود و در تك سانسهاي سينماها اكران شود. راستش من هنوز فيلم را نديدهام و اصلا عاشق مهرجويي هم نيستم. ولي ميدانم عاشقان او و فيلمش چگونه مشتاقانه خود را براي ضيافت اكران فيلم آماده كرده بودند. ضيافتي كه چند سالي برايش صبر شدهبود. ولي امروز همه چيز عوض شد.
خبري درج شد كه سنتوري اكران نميشود. اما بخش بامزه (و شايد هم تلخ) ماجرا حرفهاي سجادپور بود! او گفته چون مدت زيادي از ساخت فيلم گذشته قديمي شده و اگر اجازه اكران آن را بدهيم بقيه هم همين توقع را پيدا ميكنند! جدا از اينكه توقيف سنتوري کار وزير قبلي اما تحت پوشش همين دولت بوده، آيا واقعا هيچ فرقي بين فيلمهايي كه موافقان خود را در بين منتقدان و هم مخاطبان دارند با ساير آثار وجود ندارد؟ و البته اگر فيلمها توسط اشتباهات قبليها رنگ اكران را نديدهاند حالا بايد به جاي عذرخواهي، فرصت تك سانس را هم از آنها گرفت؟
آقاي سجادپور كه مدعي فرهنگ و ارتقاي هنر است، بد نيست براي باز شدن فضاي اكران فكري به محدود كردن اين همه كمدي نازل كند. اما نميكند. چرا؟ چون اولا جرات جلوي مافيا ايستادن را ندارد و ثانيا خودش و همكارانش عملا نشان دادهاند كه موافق اكران امثال «پسر تهروني» و «سلام بر عشق» هستند. نه اينكه حتما سليقهاش همين باشد (كه شايد هم باشد. مگر وزراي ارشاد قبلي و فعلي فاجعه «اخراجيها» را اثري فرهنگي و فرهنگساز نداستند؟!)
سجادپور اين بار چاقو را از جيبش در آورده و ديگر حوصلهاش براي بريدن آرام سر با پنبه تمام شده. او ميگويد: «آتشكار و صد سال به اين سالها، به طور قطع اكراني محدود خواهند داشت.» دو فيلمي كه اتفاقا هر دو و خصوصا اولي طرفداران زيادي در بين منتقدان شناخته شده داشتند و دست كم آثاري از جنس اخراجيها و عاشق و دو خواهر نبودند!
البته دست آخر سجادپور خيال همه را راحت ميكند: «اگر اين فيلم به اكران هم
درنيايد مشكلي براي آن پيش نميآيد، چراكه با رفتن به شبكه خانگي «سنتوري»
دهها هزار بيننده خواهد داشت و اين تعداد به مراتب بيشتر از چندين هزار
مخاطب يك سينماست.» انگار مخاطبان لنگ ديدن فيلم در خانه ماندهاند! دي وي دي فيلم در همين خانه خود ما هم موجود است. شوق اصلي ديدن فيلم روي پرده بود. البته كه فيلم مخاطبان با وجدان و وفاداري دارد كه نسخه اصلي آن را از كلوپ بخرند و پولش به تهيه كنندگان برسد. ولي بحث اين است كه چند در صد مردم در شرايط فعلي (كه كپي رايت سر و سامان نگرفته) حاضرند فيلم را مجددا بخرند تا اخلاق را رعايت كرده باشند؟ اگر بحث فقط ديده شدن فيلم باشد كه به اندازه كافي ديده شده و حتي شايد تعداد مخاطبانش با شاهكار اخراجيها هم برابري كند!
البته با اوضاع فعلي من يكي بعيد نميدانم همين نسخه ويدئويي هم بيرون نيايد! اصولا در اين كشور شما از يك دقيقه بعدتان هم خبر نداريد چه برسد كه روي قولها حساب باز كنيد. مگر چند سال قبل پس از توقيف نشريه هفت، طالبينژاد و مجيد اسلامي روي وعدهها حساب باز نكردند و نشريه جديد ارژنگ را ايجاد نكردند؟ كلي زحمت و اينها چه شد؟ مجله پس از يك شماره توقيف شد!
البته شايد سجادپور در پاسخ به همه اينها بگويد: «زيادي غصه نخوريد. همين حالا برويد سينما. لج و لج بازي، افراطيها و البته نمايشهاي كمدي سانس آخر سينماها هستند كه شما را بخندانند و روحيهتان را عوض كنند! تازه اخراجيهاي 3 هم در راه است!»
منبع: سينمافا
|
- لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید
| |