آخرین تحلیل ها

خبر نامه ی سینمافا

هنردوستان گرامی شما میتوانید با عضویت در خبرنامه ی سینمافا ، از ویژه های ما از ظریق ایمیل باخبر شوید.







 
  
دو مرواريد در صدف بسته جشنواره: چاپ ارسال به دوست
(2 :مجموع آراء)

دو مرواريد در صدف بسته جشنواره: 12 روز و افسانه 98

سینمافا-پيام خدابنده‌لو-در روزهاي برگزاري جشنواره فيلم فجر، وقت محدود است. منتقدان و خبرنگاران عجله مي‌كنند تا فيلمي را از بخش سينمايي از دست ندهند. بنابراين ديدن فيلمي از بخش‌هاي ديگر مثل كوتاه، مستند و ويدئويي توسط آنها تقريبا محال است. خصوصا آن‌كه با كيفيت نازل اغلب تله‌فيلم‌هاي پخش شده از تلويزيون، اميد به ديدن اثري خوب در اين بخش هم وجود ندارد.

 

Image

با اين حال تجاربي كه در چند سال اخير به دست آورده‌ام، به من مي‌گويد كه هميشه هم فيلم‌هاي سينمايي آثار برتري نيستند و بعضا مي‌توان نمونه‌هاي جالبي را در بخش ويدئويي جست و جو كرد. نمونه‌اش فيلم زيباي «بچه‌هاي ابري» كه به خاطر ويدئويي بودنش، چندان ديده نشد. به همين خاطر امسال در ميان ديدن حدود 20 فيلم سينمايي، بخشي از برنامه‌ام را خالي كردم و به تماشاي 2 فيلم ويدئويي كه كنجكاو برانگيز بودند، رفتم.

 

چند ماه پيش در ايام برگزاري جشنواره فيلم كودك، يك فيلم ويدئويي به نام «12 روز» مورد توجه هيات داوران گرفت. پس از چند ماه افسوس بابت نديدن فيلم، سرانجام در اولين روز جشنواره فيلم فجر به تماشايش نشستم.

اين فيلم در مورد پسربچه‌اي است كه مبتلا به سرطان است و پس از شيمي‌درماني و مراقبت‌هاي طولاني، دكتر او را جواب مي‌كند. اين مقدمه ذهن هر تماشاگر را به سمت فيلمي سرشار از تلخي و اشك و دل سوزاندن براي بچه‌ مي‌برد. ولي با ديدن فيلم متوجه اثري مي‌شويم كه بخش عمده‌اش را موقعيت‌هاي كميك فرا گرفته و در كنارش تخيل كودكان فيلم، فضاي آن را كاملا فانتزي كرده‌است.

پايان فيلم با موضوع تلخ آن تفاوتي ندارد اما نه اين بخش و نه هيچ يك از بخش‌هاي ديگر فيلم، گريه آور نيست و تمركز فيلم بيشتر بر روي رابطه پسر بچه با پرستارش است كه در مورد رابطه‌اش با پدر و مادر، دروغ‌هاي اطرافيان، عشقش به دختر بيمار يكي از اتاق‌هاي بغلي و خدا صحبت مي‌كنند.

بازي خوب گلاب آدينه و بازيگران كودك فيلم خصوصا محمدجواد جعفرپور (كه پس از درخششي كه در به همين سادگي داشت اين جا نيز فوق العاده است) ما را بيشتر به درون تخيل‌ها پرتاب مي‌كند. تخيلي كه برخي جلوه‌هاي سوء رئال قاب‌ها آن را به صورت واضح فرياد مي‌كند و با رنگ‌هايي كه پسرك همراه با دختر مورد علاقه‌اش بر ديوار مي‌كند، هيچ اثري از سياهي مرگ و بيماري و آسايشگاه، مشاهده نمي‌كنيم. تنها شيطنت‌هاي كودكاني را مي‌بينيم كه هر يك از‌ آنها شايد در آستانه مرگ باشند اما فكر و ذكرشان به حل معماهاي سخت يا قلدري و رياست در آن محيط است.

اي كاش برخي ديالوگ‌هاي گل‌درشت را از زبان پرستار نمي‌شنويديم و اي كاش منتقدان از وجود چنين فيلمي خبر داشتند.

 

سوپرايز ديگر بخش ويدئويي، فيلمي با نام «افسانه 98» است. يك كشتي درون خليج فارس غرق شده و بارهايش در ميان آب ريخته‌است. مسئولان دريا براي اينكه، اين وسايل مشكلي را در رفت و آمد كشتي‌ها ايجاد نكند، دست به دامن كودكاني مي‌شوند كه وضعيت مالي چندان مساعدي ندارند و از آنها مي‌خواهند هر وسيله‌اي كه در آب بود را براي خودشان بردارند. در ميان ادكلن‌ها و لباس‌ها و اين موارد، جعبه عجيبي پيدا مي‌شود كه كاپ جام جهاني از آن بيرون مي‌آيد!

در حالي كه اخطارهاي فيفا و برخي قاچاقچيان دائما به سمت مسئولان دريا مي‌آيد، بچه‌ها مي‌خواهند كاپ جام جهاني را براي فوتبال محلي خودشان استفاده كنند!

اين ايده ناب، خوشبختانه بر خلاف اكثر آثار مشابه، به خوبي پرورش يافته و در حالي كه كلاه‌برداران پر سابقه فرانسوي در استان بوشهر، دنبال كاپ مي‌گردند، بچه‌ها براي برگزاري بازي فوتبال بين خودشان برنامه‌ريزي مي‌كنند! كاپ در سراسر فيلم در خانه يكي از بچه‌هاست و او با دوستانش، از بوسيدن كاپي كه بازيكنان بزرگي چون مارادونا و دونگا، بر آن بوسه‌ زده‌اند، ذوق زده‌ شده‌اند و اهميتي به دل‌شوره‌هاي مسئولان دريا نمي‌دهند.

فيلم به خوبي مقدمه‌چيني مي‌كند و همين علاقه بچه‌ها به فوتبال در نهايت گره‌گشاي داستان و باعث بازگرداندن كاپ مي‌شود و وقتي مي‌بينند اين كاپ توسط تيم قهرمان بالاي سر مي‌رود، خيالشان از بابت رسيدن كاپ، راحت مي‌شود!

اگر چه بخش‌هايي دم دستي در فيلم از جمله شخصيت‌پردازي مسئولان دريا و كلاه‌برداران و همين‌طور دادن كاپ به يك هيئت فوتبال محلي براي رسيدن به فيفا، ديده مي‌شود با اين حال مي‌توان آنها را به حساب بي‌انگيزگي‌هاي لحظه‌اي سازندگان فيلم از ديده شدن فيلم دانست. به خصوص كه بازي‌هاي خوب و يكدست بچه‌ها و موقعيت‌هاي نابي مثل پخش پخش سرود ملي برزيل و ايتاليا با نوار ضبط و دست به سينه شدن بچه‌ها در حين پخش سرود ملي، در فيلم ديده مي‌شود.

 

اي كاش جشنواره‌اي براي فيلم‌هاي ويدئويي به صورت جداگانه ايجاد مي‌شد و منتقدان هم به تماشاي فيلم‌ها مي‌نشستند تا لذت ديدن فيلم‌هايي مثل 12 روز و افسانه 98 را از دست ندهند.

منبع: سینمافا

 


بوکمارک
اضافه کردن به Blink
اضافه کردن به Del.icio.us
اضافه کردن به Digg
اضافه کردن به Furl
اضافه کردن به Google
اضافه کردن به Simpy
اضافه کردن به Y!MyWeb
اضافه کردن به Spurl



  اولین یادداشت برای این مطلب

ایجاد یادداشت
  • لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید
نام:
پست الکترونیکی شما:
BBCode:Web AddressEmail AddressBold TextItalic TextUnderlined TextQuoteCodeOpen ListList ItemClose List
یادداشت

کد امنیتی: (کد مقابل را داخل کادر وارد کنید)* Code

 
 

جدیدترین اخبار

تبلیغات

جشنواره تبلیغاتی! ویژه عید سعید مبعث

سفارش تبلیغات