آخرین تحلیل ها

خبر نامه ی سینمافا

هنردوستان گرامی شما میتوانید با عضویت در خبرنامه ی سینمافا ، از ویژه های ما از ظریق ایمیل باخبر شوید.







 
  
دومین نقد سینمافا بر فیلم «ترانه کوچک من» چاپ ارسال به دوست
(2 :مجموع آراء)

 آدم‌هاي غير عادي ما هستيم؟

سینمافا-پيام خدابنده‌لو-خيلي‌ها وقتي چند دقيقه اول فيلمي خوب نباشد، ترجيح مي‌دهند سالن را ترك كنند. به همين دليل شروع فيلم نقش تعيين‌كننده‌اي در ديده شدن يك اثر دارد و مي‌توان تمام تلاش‌هاي گروه را در ادامه فيلم، نقش بر آب كند.

 

 

Image

ترانه كوچك من از همين منظر شروع اميدوار كننده‌اي ندارد. پسر 13 ساله‌اي خواب عجيبي مي‌بيند و پس از بيداري، متوجه مي‌شود كه همان خواب را پدربزرگش هم ديده. پدربزرگ بدون توضيح خاصي عازم سفر مي‌شود و پدر و مادر پسر هم بر لزوم رفتن پسر به آن‌جا تاكيد مي‌كنند: روستاي شرف‌رود.

 

اين آغاز سرگيجه‌آور با بازي‌هاي بسيار ضعيفي نيز همراه است و به همين دليل خيلي از تماشاگران فكر مي‌كنند با فيلمي طرف هستند كه فراتر از سفر قهرمان فيلم به محلي دورافتاده و عجيب نمي‌رود و احتمالا تمام موقعيت‌ها تا انتها هم غرق در كليشه‌ها و مثلا سير و سلوك معنوي كاراكتر اصلي با چند ديالوگ آموزنده خواهند بود.

 

موقعيت‌هاي گل درشت برخي اماكن تاريخي استان همدان مثل آرامگاه بوعلي سينا و مجسمه شيرسنگي كه در ابتداي سفر پسربچه ديده مي‌شود و ربطش را به كل فيلم نمي‌فهميم نيز انگ سفارشي بودن فيلم را شديدتر مي‌كند. (فيلم با توافق بنياد سينمايي فارابي و استانداري همدان توليد شده و اين صحنه‌ها مي‌تواند سفارش مستقيم استانداري براي تبليغ همدان باشد.)

ولي اين شروع ديوانه‌كننده، كم كم دچار تغيير مي‌شود و خصوصا از جايي كه پسر وارد روستاي شرف‌رود مي‌شود برخي چيزها بر خلاف پيشبيني‌هاست. (به جز البته راهنمايي يك نفر در ابتداي روستا كه مثل همه فيلم‌ها در هنگام ورود به محلي غريب، اطلاعاتي هراس آور از روستاي فوق ارائه مي‌دهد.)

 

پسر نوجوان در اولين آشنايي با اهالي شرف رود، با پسري هم سن و سال خود آشنا مي‌شود كه پدرش مرده، اما دائما حرف‌هاي او را نقل قول مي‌كند. اين كاراكتر، پيش‌فرض‌هاي ما را مبني بر تكراري بودن عجايب آدم‌هاي روستا، به هم مي‌زند و در ادامه كدخدايي كه سال‌هاست در حال ساخت خانه‌اي است كه گويا هيچ‌گاه تمام نمي‌شود و دخترخاله پسربچه شرف‌رودي، كه در اين روستاي دور افتاده، به ساخت وسايل پيچيده و الكترونيكي، تخصص دارد، كاملا ذهنيت ما را در مورد فيلم تغيير مي‌دهد.

در همين حين زماني كه منتظر شنيدن ديالوگ‌هايي عجيب و غريب از آدم‌هاي اين روستاي مجهول هستيم، رفتارهايي كاملا عادي از آنها مي‌بينيم. چاي ريختن و عشق پسرك به دخترخاله‌اش نشان مي‌دهد روستاي شرف‌رود چندان هم غير بديهي است.

 

ديالوگ‌نويسي فيلم را مي‌توان نقطه‌ قوت اثر دانست. ديالوگ‌هايي كه بر خلاف خيلي فيلم‌هاي فلسفي، اگر چه مضامين مهمي دارند اما كاملا ساده هستند. مثلا زماني كه اين ديالوگ‌ها از زبان پسربچه بيرون مي‌آيد، خيلي سريع با بيان اينكه جملات پدرش بوده، دشوار بودن برخي كلماتش توجيه مي‌شود. در پي آن مي‌بينيم كه پسربچه‌ در برخي قسمت‌ها براي صحبت با پدر مُرده‌اش، در گوشه‌اي از اتاق مي‌نشيند و حرف‌هاي پدر را بازگو مي‌كند. اينجاست كه مي‌فهميم اين حرف‌ها زاييده تخيل خود بچه‌است. در بخش ديگري از فيلم، پدر بزرگ، خيره شدن و تمركز را ويژگي بارز شرف‌رودي‌ها مي‌داند. بنابراين كلمات و جملات پسربچه‌ در عين اينكه چندان هم دشوار نيست، زاييده همين خيره شدن است و اصلا همين «خيره شدن» تفاوت شرف رودي‌ها با دنياي بيرون است. مگر نه آنها هم، گرسنه مي‌شوند و نيازهاي غريزي دارند. حتي پسر 12 ساله‌اي كه از پيشنهاد ازدواج كردن، كاملا استقبال مي‌كند. اينجاست كه به نظرمان مي‌آيد شرف‌رودي‌ها آدم‌هاي عادي‌اند و ما آدم‌هاي بيروني هستيم كه خيره شدن و فكر را فراموش كرده‌ايم. شايد به همين دليل است كه تنها به شرف‌رودي‌ها اجازه ورود به روستا داده مي‌شود.

 

اهالي شرف‌رود اما يك فرق عمده دارند و آن محروميتي است كه تمام روستايشان را فرا گرفته. همان ابتداي فيلم، نوجوان 13 ساله متوجه دور افتاده بودن روستا مي‌شود. آيا نداشتن تكنولوژي مزيت است؟ آيا شرف‌ رودي‌ها كه ذاتا انسان‌هاي شريفي هستند، بدون تكنولوژي به اينجا رسيده‌اند؟ اينكه ورود تكنولوژي و معماري مدرن، فضاي آن‌جا را تغيير خواهد داد را نمي‌دانيم. اما اين را متوجه مي‌شويم كه شرف‌رودي‌ها خودشان اين زندگي محروم را انتخاب نكرده‌اند. دخترخاله 12 ساله به دنبال دانستن تكنولوژي بوده و علم‌هايي هم در اين زمينه پيدا كرده‌است. مرتضي كه هم روز و هم ساعت تولد دخترخاله‌اش است، همين علم را استفاده مي‌كند و با كمك سياوش تازه وارد (همان نوجوان 13 ساله) راديوي شرف رود را راه مي‌اندازد. با آغاز به كار راديو كم كم پاي اهالي روستا حتي چوپان قديمي به دفتر راديو (كه خانه مرتضي است) باز مي‌شود.

 

فيلمنامه در طراحي كاراكترها و فضاي روستا موفق است و با سادگي‌هايش، دائما پيشبيني‌هاي ما را نقش بر آب مي‌كند. اما درست در جايي كه مي‌خواهد پيام بدهد و غافلگيري بزرگي انجام دهد، از دست مي‌رود. جايي كه سياوش براي درك رازهاي روستا، به جزيره‌اي دور افتاده سفر مي‌كند كه مرتضي آن را خطرناك معرفي مي‌كند. اما طبق پيشبيني ما با توجه به نمونه‌هاي مشابه، درون جزيره اتفاق خاصي نمي‌افتد و نمي‌فهميم چه چيزي در اين جزيره بوده كه آن را خطرناك، معرفي كرده‌است. آن عجايبي كه در درون كاراكترها بود، ظاهر بروني پيدا مي‌كند و كم كم جايش را به جملات قصار و فلسفي و فضاي ماليخوليايي و روح مي‌دهد. هر چند خوشبختانه اين موقعيت سريع جمع مي‌شود و بر خلاف كارهاي مشابه، داستان را در مسيري منحرف نمي‌اندازد. فيلم چند دقيقه پاياني را خوب پيش مي‌رود. هر چند، ديالوگ‌هاي ظاهرا آموزنده، كمي اين پايان را تحت شعاع قرار مي‌دهد.

 

در مجموع به نظر مي‌رسد فيلمنامه هوشمندانه داود اميريان، تا حدي در كارگرداني كرامتي هدر رفته‌است. بازي‌هاي بازيگران بزرگ‌سال از مسعود كرامتي گرفته تا بهناز جعفري و تبسم هاشمي و كاراكترهاي فرعي، بسيار ضعيف است. با اين حال فيلمبرداري و تدوين فيلم قابل قبول است و خصوصا نماهاي انتخابي كرامتي، هوشمندي او را در پيدا كردن فضاهاي غريب نشان مي‌دهد. طراحي صحنه و لباس و چهره‌پردازي فيلم با فرار از پرتاب شدن به اغراق‌هاي اين فيلم‌ها، با فضاي مبهم فيلم هم‌خواني دارد و موسيقي فيلم نيز در بخش‌هايي به درستي جاي سكوت را گرفته‌است. و البته برگ برنده فيلم بازي فوق العاده حامد زياران (بازيگر نوجوان فيلم) است كه پس از درخشش در «بچه‌هاي ابري» و «آژانس دوچرخه» بار ديگر او را به عنوان يك بازيگر بزرگ، تثبيت مي‌كند و خاطره بازيش در فيلم بسيار ضعيف «خاطره» را در جشنواره امسال، به فراموشي مي‌سپارد. در اين فيلم، زياران باز هم به خوبي ريتم مناسب صحبت و استفاده از چشمانش را به عنوان ويژگي‌هاي يك بازي خوب به ما يادآوري مي‌كند. همچنين دختربچه فيلم كه با وجود كوتاهي نقشش، مي‌درخشد و ضمن فاصله گرفتن از تيپ دخترهاي فيلم‌هاي مشابه، با عصبانيت‌ها و جدي بودن‌هاي به موقعش، ذهنيت ما را در مورد كاراكتري مظلوم و حرف شنو، از بين مي‌برد.

منبع: سینمافا


بوکمارک
اضافه کردن به Blink
اضافه کردن به Del.icio.us
اضافه کردن به Digg
اضافه کردن به Furl
اضافه کردن به Google
اضافه کردن به Simpy
اضافه کردن به Y!MyWeb
اضافه کردن به Spurl



  اولین یادداشت برای این مطلب

ایجاد یادداشت
  • لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید
نام:
پست الکترونیکی شما:
BBCode:Web AddressEmail AddressBold TextItalic TextUnderlined TextQuoteCodeOpen ListList ItemClose List
یادداشت

کد امنیتی: (کد مقابل را داخل کادر وارد کنید)* Code

 
 

جدیدترین اخبار

تبلیغات

جشنواره تبلیغاتی! ویژه عید سعید مبعث

سفارش تبلیغات