دیالوگ ماندگار

عزت الله انتظامی: اینقدر تو این شهر خر پیدا میشه که ما پیاده جایی نریم...

[دیوانه ای از قفس پرید-احمدرضا معتمدی]

آخرین تحلیل ها

 
  
نقد سینمافا بر "هیچ": هیچ چیز هیچ نیست! چاپ ارسال به دوست
(9 :مجموع آراء)

سینمافا-علی وزینی- بیشترین چیزی که مرا به «هیچ» علاقه مند می کند همان فیلمنامه محکم خوب و درستی است که با همکاری عوامل آن قدر خوب شده که نمونه ی آن را در تاریخ سینمای ایران کمتر دیده ایم زیرا معمولاً فیلمنامه های گروتسک در ایران معنی ندارند.

امتیاز: 4.5 ستاره          (فیلم برگزیده من در 28 مین جشنواره فیلم فجر)

http://www.cinemafa.com/images/stories/film/hich/37.jpg

 


«هیچ» فیلمی دوست داشتنی است که باید گفت میزانسن های آن حرفه ای و حساب شده و درست است. کارگردانی فوق العاده کاهانی (زنده باد فیلم بیست)، فیلمنامه دقیق و بی کم و کاست عبدالرضا کاهانی و حسین مهکام (بهتر از بیست)،  تدوین غافلگیر کننده و حساب شده شیما منفرد (فیلم کوتاه "نقش" او را دوست دارم)، فیلمبرداری به یاد ماندنی مسعود سلامی (سکانسی که مهران احمدی به مهدی هاشمی در دستشویی حمله می کند، را به یاد آورید)، بازی های یک دست و درست همه بازیگران حتی بازیگران کودک آن (با تاکید فراوان بر روی مهدی هاشمي، نگار جواهریان، مهران احمدی) ، موسیقی تیتراژ پایانی کارن همایونفر (کارن همیشه خوب بوده)، طراحی بی نقص صحنه و لباس(با تشکر از کاهانی که اجازه داد بازیگرانش بروند و لباس بخرند)، چهره پردازی نو و جدید نويد فرح مرزي  (با تاکید بر نوع و حالت موهای بازیگران از جمله صابر ابر و نگار جواهریان و نیره فراهانی) و ... ، باعث این دوست داشتن ها شده که بعید می دانم خاطره خوش «هیچ» به این زودی از ذهنم بیرون رود و آن را به سادگی فراموش کنم.


بیشترین چیزی که مرا به «هیچ» علاقه مند می کند همان فیلمنامه محکم خوب و درستی است که با همکاری عوامل آن قدر خوب شده که نمونه ی آن را در تاریخ سینمای ایران کمتر دیده ایم زیرا معمولاً فیلمنامه های گروتسک در ایران معنی ندارند و اگر هم بوجود آیند آن قدر ضعیف اند که خود به خود حذف خواهند شد، اما در «هیچ» داستان فرق می کند و فیلمنامه دقیق اش ناخداگاه بیشترین نگاه ها را به خود معطوف می نماید.

«هیچ» خیلی خوب شروع می شود، با نادره سیاه‌دره (مهدی هاشمی) در ابتدای فیلم آشنا می شویم و می فهمیم که او گرسنه است و میل به خوردن غذا دارد (جوع و گرسنگی). نادر فقط می خورد و او یک مصرف کننده است که همه از او ذله شده اند. از رستوران و بیمارستان اخراج شده و عمه اش هم (مرضیه برومند) دل خوشی از او ندارد و می خواهد او برود و برای این رفتن حاضر است مبلغ زیادی هم خرج کند.

نادر سیاه‌دره در همان وحله اول به خوبی معرفی می شود و در ادامه یکی از بهترین سکانس های فیلم را می بینیم. نشان دادن و معرفی کردن بقیه نقش ها. آن جا که مهران احمدی با نیره فراهانی در وانت در حال صحبت کردن هستند و در آخر هم با اضافه شدن پانته‌آ بهرام همه چیز کامل می شود (وانت؛ آشپزباشی و بیست را به یاد بیاورید، در هر دوی آن ها بعلاوه «هیچ» او راننده وانت است).

http://www.cinemafa.com/images/stories/film/hich/16.jpg



آن چیزی که در «هیچ» مشهود است همان «نماد»‌ها هستند که هر شخص آن یک نماد از جامعه محسوب می شود که مشهود ترین آن ها همان پدیده نادر است. نادر را در دو نگاه معرفی می شود که در نگاه اول به آن علاقه مند می شویم، او را ساده می اندیشیم و حتی در خیلی از جا ها حق را به او می دهیم و دلمان برایش می سوزد که نمونه این دلسوزی همان جایی است که نادر می گوید این خوردن ها دست خودم نیست! اما همین که اپیزود دوم شروع می شود، به آن روی سکه پی می بریم.

در اپیزود اول(نگاه اول) تمام تلاش نادر برای رفع گرسنگی است. آن قدر گرسنه است که 50 ساندویج و پس مانده غذای رستوران را می خورد و برای پیدا کردن شیشه عسل آن همه تلاش می کند و حاضر است برای همین غذا تا صبح به جای همکارش نگهبانی دهد. در همین نگاه هاست که دلمان برای او می سوزد و او را بی چاره می پنداریم اما با گذشت زمان همه چیز تغییر می کند و  او از خانواده خود طرد می شود و در آخر توسط بیگ از خانه بیرون انداخته می شود.

در اپیزود دوم به آن روی سکه پی خواهیم برد. حالا نادر تنها یک مصرف کننده نیست بلکه منبع سود و مالی برای خانواده محسوب می شود که دیگر حتی برای خوردن غذا از جایش تکان نمی خورد. این بار روی تخت می نشیند و همه جیز برایش مهیا می شود. از هنداونه، شکلات، گوسفندان فراوان و ... گرفته تا بی خیالی او نسبت به دیگر اعضای خانواده که در نهایت باعث رفتن تک تک اعضای خانواده و خودکشی یکتا می شود.

نادر دیگر برای خوردن غدا از جایش تکان نمی خورد و بر روی "تخت پادشاهی" می نشیند و همه چیز در دست اوست؛ بدون هیچ زحمتی!

خانواده نادر وقتی می بینند نادر منبع درآمد شده است بسیار امیدوار و خوشحال می شوند اما نادر نه تنها واکنشی نشان نمی دهد بلکه آن جا که همسرش نزد او می آید می گوید چرا پول به بچه ها نمی دهی می گوید: «این کلیه ها روزی تمام می شوند و من همان آدم قبلی می شوم من نمی توانم به شما پولی دهم».

«هیچ» سراسر از استعاره، نشانه و نماد هایی است که روزانه نمونه های آن را در جامعه می بینیم. بیگ نماد همان آدم های روزمره جامعه است و همسرش (پانته‌آ بهرام) هم نماد سرخوردگی است که باعث شده صدایش خفه شود و لال شود و دیگر نتواند حرفی بزند. یکتا و لیلا هم نماد های همان گروه فقیر خودشان هستند و آن طور که لیلا می گوید یک خانه یی در بالاشهر داشته باشد و یکتا هم جایی بزرگتر از زیر زمین برای بدنیا آوردن فرزند خود است. صابر ابر هم که نقش کلیدی در لو دادن نادر داشته نه تنها ثواب نکرده بلکه کباب هم شده و نهایتا از خانه بیرون می شود.


اشیا در فیلم «هیچ» هم دارای همین نماد ها هستند. خوب به گوشی موبایل نگاه کنیم. خانواده پرجمعیتی که دچار بی پولی هستند اما بهترین و گرانقیمت ترین گوشی ها را دارا هستند و حتی همسایه آن ها هم دوربین دیجیتال دارد اما سر و وضع خوبی ندارند. «هیچ» عین واقیعت همین خانواده ها هستند که با این که زندگی و خانه خوبی ندارند اما در ظاهر خوب خود را نشان می دهند. آهنگ موبایل ها نیز نشان دهنده همین بی فرهنگی های جامعه است که از روی همین آهنگ ها به شخصیت آن ها پی می بریم. حتی آهنگ گوش دادن آن ها را هم دقت کنید. آن ها ترانه های پاپ کوچه بازاری گوش می دهند و با آن حال هم می کنند!!ی (خواننده: سعید آسایش- نام ترانه: ای دختر پولدار که بابات کارخونه داره ...) .

در «هیچ» تلنگرهای فراونی زده می شود که نمونه بارز آن را می توان به همان «صدا و سیما» 0دید که در بزرگ  کردن بی مورد و اشتباه شخصیت های ضعیفی و نامقبولی نقش بسزایی دارد که حتی باعث می شود بچه های همسایه شان هم برای گرفتن امضاء بیایند. به جملات نادر در حین مصاحبه با تلویزیون خوب دقت کنید: «اینجانب نادرسیاه دره زندگی خوبی دارم و همه بچه هایم سرکار هستند» که حتی صداقت هم رعایت نمی کند و دروغ می گوید که همه سر کار می روند. تلنگر دیگر کاهانی به صداو سیما را در یک سکانس دوست داشتنی دیگری می بینیم. تماشای «فیلم نرم» که نشان می دهد برنامه های روتین تلویزیون جذابیت چندانی ندارند و همین باعث می شود که آن ها به تماشای فیلم نرم بنشیند که نشان دادن «لوگوی صدا و سیما» بسیار خوب از آب در آمده است.

یکی دیگر از نکات برجسته «هیچ» بهره برداری درست زمانی از فیلم است بطوری که هیچ ثانیه ای از «هیچ» هدر نمی رود و به بهترین شکل و نحو از آن استفاده می شود (بلعکس بیست). معمولاً زمان عنصری است که در فیلم های ایرانی به خوبی از آن استفاده نمی شود و گاه به فراموشی سپرده می شود اما در هیج این عنصر نقش کلیدی دارد.

این استفاده درست زمانی را از کارگردانی منطقی و قدرتمندانه کاهانی و تدوین خوب تدوینگر می دانم که نمی گذارد لحظه ای از فیلم به بطالت بگذارد و حوصله مخاطب سر رود. کاهانی برای چاشنی کار و بهره برداری درست زمانی در چندین سکانس فوق العاده، گذر زمان را به خوبی نشان می دهد که می توان به نمونه موفق حضور چهارزن در اتاق اشاره کرد که لیلا روی پای یکتا دراز کشیده، به سکانس استادانه حضور در مطلب دکتر و دیالوگ های حیرت آور پزشک (صدای کاهانی) و یا سکانس هایی که خود کاهانی عاشق آن ها است (صحبت های صابر و نگار روی پله و دردودل باران با احمد مهران فر)، اشاره کرد.

  
پایان فیلم شاید با یکبار دیدن فیلم برایم عجیب بود اما حالا به جرئت می توانم بگویم حق با کاهانی است و خودکشی یکتا (باران گوثری) و رفتن لیلا (نگار جواهریان) بسیار درست بوده و اگر هر کسی که در همین فضای چرک آلود قرار می گرفت یقیناً به چنین سرنوشت هایی دچار می شد.

این پایان «هیچ» هم، درست آن جا که چراغ ها خاموش می شود حرفهایی برای گفتن دارد و  خود نشان دهنده ی یک جریان دیگری است که می تواند به بازگشت لیلا و تشکیل دوباره خانواده ها ها و یا عدم بازگشت آن ها منجر شود. جریانی است که می گوید که زندگی جریان دارد. از نکات قابل توجه آن هم درست آن جایی است که چراغ تمام اتاق ها خاموش می شوند تخت پادشاهی نادر هم خاموش می شوhttp://www.cinemafa.com/images/stories/film/hich/50.jpgد و این خود امیدی است که می گوید با اینکه آن خانواده آن همه مصیبت دید این بار با خیال راحت دیگر نادرسیاه دره را ندارند و از شر آن راحت شده اند. این همان امیدی است که  می توان به قول کاهانی با نام «جریان دیگری ...» نام برد  که اتفاقاً  هیچی نیست بلکه دوست داشتنی هم است.

کاهانی در طراحی صحنه نیز استادانه عمل کرده است، خوب دقت کنیم؛ کوزه، خمره های ترشی و مربا، پشتی های اتاق، کمد شلوغ لیلا، اجاق گاز خانه، کفش هایی که چندبار در فیلم می بینیم، بلندگوی دستی، دستشویی و حمام و سایر اشیا به درستی خود نمادهایی از خانه های افراد فقیر جامعه هستند که نشان از آگاهی درست می باشد.

خلوت نگار جواهریان و صابر ابر در اتاق، بک گراند های مختلفی که در طول فیلم می بینیم (مخصوصاً حضور بچه های تخس و اعجوبه فیلم)، صحبت های احمدمهران فر با باران کوثری در حین نگاه کردن به آیینه موتور، اتاق ها و وسایلی که درست چیده شده اند بلخصوص کمد نگار جواهریان و «دستبند پلاستیکی» او،  سکانس چهارزن که در اتاق نشسته اند و صحبت می کنند و به هیچی می خندن، پول پیدا کردن احمد مهران فر بر روی زمین و برداشتن آن، انگشتان پای مهدی هاشمی در حین خوردن غذا و جلو در ایستادن پسر خانواده بسیار جذاب شده که باعث شده این سکانس ها را بیشتر از دیگر سکانس ها دوست داشته باشم.

حالا عبدالرضا کاهانی به یکی از کارگردانان محبوبم تبدیلم شده و با خاطره خوشی که از «بیست» داشتم، بی صبرانه  در انتظار فیلم بعدی او هستم.

 

مرتبط با:

برگزیدگان جشنواره به انتخاب سینمافا 

جدول ارزشگذاری فیلم های فجر 88 از نگاه سینمافا

بیست عکس اختصاصی سینمافا از فیلم "هیچ"-سری3

بیست عکس اختصاصی سینمافا از فیلم "هیچ"-سری1 

بیست عکس اختصاصی سینمافا از فیلم "هیچ"-سری2

 


بازدید: 1620

  یادداشت ها (2)
1. نویسنده رضا, فعال 1389/02/29 - 17:21
سلام 
 
یه سوال از سینمافا دارم 
این چه گیره سه پیچی است که دادید به فیلم هیچ؟بابا بیخیال دیگه.انقدر اخبار این فیلم رو پوشش میدید که آدم فکر میکنه این سایت،سایته آقای کاهانی باشه.حالا هم که این نقد که البته نقد صدمی بود که برای هیچ درج می کردید. 
 
______________________________ 
سینمافا: فیلم هایی از این جنس نیاز به تماشاگرانی از جنس خودش دارد و سینمافا وظیفه خود می داند که برای آگاهی آنان و نیز برای دفاع از یکی از بهترین فیلم های جشنواره و آبروهای سینمای امسال این تحلیل ها و خبرها را درج کند هرچند که همزمانی چند خبر کاملا اتفاقی بوده است.
2. نویسنده 323, فعال 1389/02/25 - 11:13
فیلم کاهانی بسیار خوب شده  
اما بیست را بهتر دوست داشتیم 
خیلی گم است 
در ضمن چه چیزهایی شما برداشت کردید 
ما که هیچی نفهمیدیم

ایجاد یادداشت
  • هنردوست گرامی ، لطفا نظر خود راجع به مطلب فوق را در کادر زیر به زبان پارسی وارد نمائید. توجه کنید که نظر شما پس از تائید مدیریت سینمافا و پس از حداکثر 6 ساعت در سایت قرار خواهد گرفت.
نام:
پست الکترونیکی شما:
وب سایت شما:
BBCode:Web AddressEmail AddressBold TextItalic TextUnderlined TextQuoteCodeOpen ListList ItemClose List
یادداشت

کد امنیتی: (کد مقابل را داخل کادر وارد کنید)* Code

 
 
با جشنواره ها
جشنواره در نگاه سینمافا
جشنواره از دید دوربین سینمافا

جدیدترین اخبار

خبر نامه ی سینمافا

هنردوستان گرامی ، با عضویت در خبرنامه ی سینمافا از ویژه نامه های ما از طریق ایمیل باخبر می شوید.