سینمافا-علی وزینی- وقتی یاد سنتوری می افتم، آهی می کشم که
چرا فیلم مهرجویی اینگونه توقیف شد و چرا به اکران نرسید. ناگهان زمان می گذرد و
به یکباره می بینیم ...
که مهرجویی سینمای ایران «طهران» را می سازد.بازهم همان انرزی و سر حالی استاد را همانند فیلم «سنتوری» می بینیم.
اپیزود طهران مهرجویی به مراتب یک سر و گردن بالاتر از اپیزود دوم آن بود و بازی فوق خوب پانته آبهرام و نیکی نصیریان به خوبی به دل مخاطب می نشیندند. شاید کمی باورش مشکل باشد، اما در فیلم مهرجویی در بعضی از سکانس ها گریه می کنی و حالت چنان متحول می شود که باورت نمی شود تو از آن ها نباشی. با آن ها سفر می کنی و تهران را می بینی.
با آن ها زندگی می کنی در اتوبوس سفارش می دهی، شهر را می گردی و همراه آن ها سعی می کنی آن پیرمرد و پیرزن را آشتی دهی و حتی دنبال بچه ها می گردی و در آخر هم با آن ها به میلاد می روی و شب را در خانه آن ها می مانی.
اما انتقادی که بر فیلم وارد است همان
اطلاعات عمومی همه بازیگران است که قدری بالاست که هرکدام برای خودشان استاد تاریخ هستند.
اما در باب اپیزود تهران سیم آخر، تنها نکته جذاب مهدی کرمپور همان اشعار فوق العاده «اندیشه فولادوند» بود که رضا یزدانی آن ها را خواند. رضا یزدانی نیز نتوانست بازیگر شود و از این به بعد بهتر است همان خواننده بک گراند فیلم های کیمیایی باشد. بازی های تکراری و خسته کننده طناز طباطبایی و سروش صحت و رعنا آزادی ور نیز حرفی برای گفتن نداشت و دائماً روی اعصبمان راه می رفت کاش حداقل لباس های این دو خانم جوان عوض میشد تا طباطبایی را با دماغ موتمن اشتباه نگریم. آنقدر بازی دو نابازیگر فیلم ضعیف است که حتی یادت می رود رضا یزدانی خواننده هم بوده و افسوس آن را می خوری که این اپیزود ضعیف در کنار نام مهرجویی دیده می شود.
منبع: سینمافا
بوکمارک
یادداشت ها (1)
1. نویسنده محبوبه, فعال 1389/05/29 - 08:01 طهران بدون تهران بی معنا بود و شاید میتوانست بهتر بسازد اما درکنار اپیزود مهرجویی تشکیل یک کار قوی داده است! جای اپیزود سیف الله داد خالی بود...
ایجاد یادداشت
لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید