دیالوگ ماندگار

عزت الله انتظامی: اینقدر تو این شهر خر پیدا میشه که ما پیاده جایی نریم...

[دیوانه ای از قفس پرید-احمدرضا معتمدی]

آخرین تحلیل ها

 
 

چرا موفقيت‌هاي«يه حبه قند» به مذاق عده‌اي خوش نيامده؟ چاپ ارسال به دوست
(5 :مجموع آراء)

چطور شاهكار دانستن يك فيلم پسنديده است و يك فيلم حرام؟!

سينمافا- پيام خدابنده‌لو- در ابتدا توضيح دهم كه منظورم از اين تيتر و نوشتن مطلب فوق، به هيچ عنوان، انتقادي به مخالفان «يه حبه قند» نيست و اتفاقا معتقدم يكي از حُسن‌هاي پيرامون فيلم‌هاي ميركريمي، ايجاد فضايي دموكرات براي همگان است تا نظر مثبت و منفي‌شان را بدون ذره‌اي ترس ارائه دهند.

در ميان منتقدان كشور، خيلي‌ها ممكن است همه فيلم‌هاي ميركريمي را ستايش نكنند (خود بنده به عنوان كوچك‌ترين عضو جامعه نقد، اگر چه سه فيلم آخرش را عالي مي‌دانم اما مثلا «زير نور ماه» را عليرغم همه موفقيت‌هايش دوست ندارم)‌ ولي خيلي هم كم هستند كساني كه حداقل يكي از اين فيلم‌ها جزو آثار محبوبشان نباشد. مثلا مجيد اسلامي «يه حبه قند» را شاهكار به تمام معنا توصيف مي‌كند و موقعيتش را با دو فيلم مهم تاريخ سينماي ايران يعني «خشت و آينه» و «دونده» مقايسه مي‌كند، ولي كارهاي قبلي ميركريمي را متوسط مي‌داند. يا احمد طالبي‌نژاد «به همين سادگي» را در ميان چهار اثر محبوب دهه هشتادش قرار مي‌دهد ولي انتقادهايي را به «يه حبه قند» وارد مي‌كند.

كم‌تر فيلمسازي با اين تعداد اثر شاخص چنين موقعيتي دارد كه فيلم‌هايش به دور از اسمش مورد ارزيابي قرار گيرند. اين اتفاقا يكي از دلايل اصلي محبوبيت او و سينمايش براي من است. هميشه اعتقاد داشته‌ام كه نبايد فشاري روي منتقد براي «خوش آمدن» از فيلمي وجود داشته باشد و مثلا خودم بسياري از فيلم‌هاي مطرح چند سال اخير مثل «آفسايد» و «عيار 14» را ضعيف مي‌دانم و در مقابل از فيلم‌هاي مهجوري چون «كودكانه» (مسعود كرامتي) و «جا مانده» (بهروز شعيبي) بسيار لذت مي‌برم.

اين مقدمه طولاني در توضيح اين نكته بود كه علاقه‌اي ندارم هيچ كس، از يك مخاطب گذري سينما تا فلان كارگردان 30 سال سابقه، از سر تحميل يا موج‌سواري از «يه حبه قند» تعريف كند و اتفاقا معتقدم نظرات مخالف و كوبنده مسعود فراستي، سعيد عقيقي و خسرو نقيبي (و بسياري از منتقدان كم نام و نشان‌تر خصوصا در سايت‌هاي سينمايي) عليه «يه حبه قند»، به نفع فيلم است. چرا كه نشان مي‌دهد فضايي اطراف فيلم شكل نگرفته كه اجازه كوچك‌ترين انتقادي را ندهد و همه به راحتي نظرشان را بيان مي‌كنند.

با اين حال همان‌قدر كه نظرات اين مخالفان برايم قابل احترام است (هر چند استدلال‌هايي سطحي از سوي برخي از آنها بيشتر از آن‌كه به موقعيت فيلم خدشه وارد كند، اعتبار خود منتقد را زير سوال مي‌برد) اعتقاد دارم بايد به ستايش‌كنندگان فيلم هم احترام گذاشت و مطلقا گارد گرفتن برخي را در برابر ستايش‌ها از فيلم نمي‌فهمم.

فيلم «يه حبه قند» از جهت جلب نظر منتقدان و سينماگراني از طيف‌هاي مختلف، موقعيتي استثنايي در چند سال اخير دارد و به جز دو فيلم اخير فرهادي (كه توضيحات مفصلي مي‌طلبد) هيچ فيلمي در 10 سال اخير چنين طرفداران پر شوري نداشته. («سنتوري» و «نفس عميق» شيفتگاني داشتند اما تعداد و تنوع طيفي‌شان با «يه حبه قند» قابل مقايسه نبود)

بسياري از آدم‌هاي معتبر ممكلت فيلم را ستايش كرده‌اند. مجيد اسلامي كه به سخت‌گيري و «احساساتي نشدن» معروف است فيلم را شاهكار دانست، بهروز افخمي از آن به عنوان تنها فيلم پس از انقلاب نام برد كه چند بار به تماشايش نشسته،  رخشان بني‌اعتماد براي فيلم تيزري با صداي خودش ساخت، بهرام توكلي با وجود رقابت شديد فيلمش با اين اثر، هم وطن بودن با ميركريمي را مايه افتخار خود دانست، ماني حقيقي كه خود بازيگر فيلم محبوبي چون «درباره الي...» بوده، «يه حبه قند» را بهترين فيلم 10 سال اخير ارزيابي كرد، هوشنگ گلمكاني سردبير مشهور ماهنامه فيلم، فيلم را اوج سينماي جزئيات در ايران دانست حميدرضا صدر «يه حبه قند» را غزلي شيوا و شورانگيز توصيف كرد. (و بسياري ديگر مثل عليرضا معتمدي، شهرام جعفري‌نژاد، مصطفي جلالي‌فخر، نيما حسني‌نسب، احمد ميراحسان و... كه فيلم را شاهكار ارزيابي كردند)

كار به جايي كشيد كه گرافيست‌هاي شاخصي چون آيدين آغداشلو و ابراهيم حقيقي، و افرادي از خارج از حوزه سينما مثل ليلي گلستان و سپيده شاملو و رضا اميرخاني و مديران با كارنامه‌اي چون سيدمحمد بهشتي، هم فيلم را تمجيد كردند. 

فيلم دستاوردي در حوزه‌هاي مختلف معرفي شد. فيلمبرداري، طراحي صحنه و لباس، صدا، چهره پردازي، تدوين، موسيقي و بازي‌هاي فيلم با تمجيد اهالي فن روبرو شد. تشبيه‌هاي مختلفي از فيلم به فرش، نقاشي مينياتوري و... صورت گرفت و «بزرگ» بودن فيلم مورد تاييد اكثريت بود.

اين فضا خوشبختانه در ميان مردم هم ايجاد شد. خيلي‌ها فكر مي‌كردند «يه حبه قند» با استقبال چنداني از سوي مخاطبان روبرو نشود. فيلم قصه نا متعارفي داشت، فضايش بومي و با استفاده از لهجه بود، ستاره‌اي به آن معنا نداشت و از برخي حواشي سياسي فيلم‌هاي پر فروش سال‌هاي اخير يا «عبور از خطوط قرمز» هم بي بهره بود. اما فيلم در همان روزهاي اول هم با استقبال روبرو شد و هر چه گذشت فروشش افزايش يافت. تا حدي كه بسياري از سينماها به اختصاص سانس‌هاي نيمه شب براي فيلم روي آوردند.

در چنين موقعيتي، افرادي پيدا شدند كه به جاي خوشحالي از اين اتفاق سينمايي كه مي‌توانست به معني ارتقاي سليقه سينمايي مخاطبان باشد، به واكنش در برابر اين تمجيدها پرداختند. آنها معتقد بودند كه فضاي پيرامون فيلم آن‌قدر ستايش آميز است كه باعث مي‌شود توقع مخاطب از فيلم بالا برود و تماشاي فيلم توي ذوقش بزند. با وجود آن‌كه فروش روز افزون فيلم عكس اين را نشان مي‌داد و حاكي از رضايت چشمگير مخاطبان بود، اين عده به سنگ‌اندازي‌هاي خود ادامه دادند.

برخي سعي كردند ستايش‌ها را سياسي بدانند. در حالي كه در ميان ستايش‌كنندگان آدم‌هايي از طيف‌هاي مختلف از عباس كيارستمي و رخشان بني‌اعتماد گرفته تا بهروز افخمي و مجيد مجيدي و از بهرام توكلي گرفته تا ابراهيم‌حاتمي‌كيا حضور داشتند. هم فريدون جيراني (كه همين عده مي‌گفتند حامي معاونت فعلي سينمايي است) شيفته فيلم شده بود و هم مازيار ميري (به عنوان يكي از منتقدان معاونت سينمايي و از نزديكان خانه سينما) به دفاع از آن پرداخت.

اين طرز فكر كم كم طرفداراني پيدا كرد و خيلي‌ها سعي مي‌كردند با ايستادن مقابل اين سينماگران، اعتباري براي خود كسب كنند. اين بود كه تعداد زيادي كامنت در سايت‌ها و وبلاگ‌ها و شبكه‌هاي اجتماعي تكثير شد كه «تو رو خدا نگوييد اين فيلم شاهكار است. فيلم خوبي است اما شما هم اغراق مي‌كنيد» اما اين مخالفان از بيان يك استدلال براي شاهكار نبودن فيلم عاجز بودند. (نه اينكه بگوييم حتما شاهكار است ولي كسي كه مخالف است بايد استدلالي براي مخالفتش بيان كند. مگر نه من هم مي‌توانم مثلا منكر بزرگ بودن هيچكاك و بيضايي و فروغ و ليونل مسي شوم!)


نكته قابل تامل اين بود كه كساني به اين جو انتقاد مي‌كردند كه خود چند ماه قبل، پشت سر دو موج متضاد براي «جدايي نادر از سيمين» و «اخراجي‌ها 3» راه افتاده بودند. (البته زبانم لال شود كه فيلم بزرگ فرهادي را با دستاوردهاي ده نمكي مقايسه كنم!)
از يك سو، بسياري با بيان اينكه «اخراجي‌ها» و «يوسف پيامبر» پر مخاطب‌ترين‌هاي چند سال اخير سينما و تلويزيون ايران هستند، از علاقه قلبي مردم به اين نوع آثار صحبت مي‌كردند و دائما نام اخراجي‌ها را به عنوان دستاوردي براي سينماي ايران مي‌شنيديم.
از سوي ديگر، سال گذشته پس از نمايش «جدايي نادر از سيمين» در جشنواره (و حتي قبل از آن!) خيلي از منتقدان و سينماگران به رقابت با هم براي شاهكار توصيف كردن فيلم پرداختند و حتي آن را بهترين فيلم تاريخ سينماي ايران دانستند. حمايت‌ها تا حدي عمومي شد كه مهناز افشار پس از دريافت سيمرغ، به جاي كارگردان فيلمش، از فرهادي تشكر كرد! زمان اكران فيلم، به هر سايت و وبلاگ و حتي انجمن غير سينمايي كه سر مي‌زدي، مطلبي در ستايش فيلم فرهادي مي‌ديدي.

البته چه خوب كه فيلم فرهادي بهتر ديده شد و  با همه تلخي‌هايش فروشي تقريبا برابر با فيلم ده نمكي داشت. اما چطور است زماني كه فيلم او شاهكار توصيف مي‌شد، خيلي از اين افراد خود در اول صف تحسين كنندگان بودند، اما شاهكار توصيف كردن «يه حبه قند» حرام شده‌بود؟!

زماني كه ابراهيم حاتمي‌كيا نامه‌اي در ستايش فيلم «يه حبه قند» نوشت، خيلي‌ از طرفداران فرهادي سعي كردند تنها وجه متلك‌گونه‌اش به فرهادي را بولد كنند. اينكه كار حاتمي‌كيا در اين مورد درست يا غلط بوده بحث ديگري است، اما حتي اگر «يه حبه قند» ابزاري براي او بوده تا جنگش با فرهادي را ادامه دهد(كه خود من هم اين شيوه را نمي‌پسندم)  و نيتش تمجيد از اين فيلم نبوده، به هر حال اين نكات مثبت و قدرت «يه حبه قند» است كه باعث مي‌شود كارگرداني چون حاتمي‌كيا بدان متوسل شود. متاسفانه كسي لذت بردن يكي از كارگردان‌هاي شاخص مملكت از «يه حبه قند» را نديد و همه به بخش ديگر نامه توجه كردند.


جمع بندي

معتقدم فروش خوب «جدايي نادر از سيمين»، «مرهم»، «اينجا بدون من»، «يه حبه قند» و «سعادت آباد» به عنوان پنج فيلم شاخص سال 90، نه در رقابت با يكديگر كه اتفاقا تكميل كننده هم است. اينها سليقه‌اي را براي مخاطب رقم زده (و مي‌زند)‌ كه در نهايت به ديده شدن، فروختن و ساخته شدن آثاري از اين دست خواهد انجاميد.

هر يك از ما ممكن است برخي از اين فيلم‌ها را دوست نداشته باشيم و يا برخي را بيشتر دوست داشته باشيم. مثلا من «يه حبه قند» را بهتر از «جدايي نادر از سيمين» مي‌دانم و يا «سعادت آباد» خيلي به دلم ننشسته. اما در نگاهي كلي‌تر، اينها همه به هم ربط دارند.

جديدترين اثر ميركريمي، خوشبختانه علاوه بر سينماگران و منتقدان شاخص، نظر مردم را هم جلب كرده. كم‌تر كسي فيلم را دوست ندارد و بسياري آن را شاهكار و يكي از بهترين‌هاي تاريخ سينماي ايران دانسته‌اند كه زمان شايد قاضي بهتري در اين موضوع باشد. اما فيلم ميركريمي و فرهادي، اگر چه هر كدام طرفداران خود را دارند (و جمع بندي دقيقي در مورد بهترين فيلم سال 90 وجود ندارد) ولي نبايد انقدر هم قطب‌هايي بر عليه هم باشند. چون اينجا مسابقه فوتبال نيست، سينماست، محل فرهنگ‌سازي است و سينماي ايران به هر دو احتياج دارد.

منبع: سينمافا


بازدید: 632

  یادداشت ها (3)
1. نویسنده نیما, فعال 1390/11/01 - 18:10
هر دو فیلم عالی است اما کسانی که می خواهند این دو فیلم را رو در روی هم قرار دهند خدا کند که نیت شان فتنه نباشد
2. نویسنده باران, فعال 1390/10/11 - 15:22
این فیلم با فیلم های مبتذل روی پرده تفاوت چندانی نداشت  
تنها نقد خوبی هم که خوندم دربارش نقد استاد فراستی بود 
پشیمونم از 2ساعت وقت گرانبهایی که برای دیدن این فیلم گذاشتم!
3. نویسنده پیام نیکفرد, فعال 1390/09/13 - 19:48
من مخالفم! 
شما نوشتی که کسی استدلالی برای عدم شاهکار بودن این فیلم مطرح نکرد در صورتی که کسانی باید استدلالی قوی مطرح کنند که فیلم را شاهکار می دانستند، که من شخصا به غیر از نقد مجید اسلامی نقد مفصل و ریزبینانه ی آنچنانی ای نخواندم. 
واژه «شاهکار» خیلی ارزشمندتر از این گونه حرفاست که بخواییم آن را برای یه حبه قند به کار ببریم. 
میزانسن، رنگ بندی، قاب بندی، کارگردانی، همه و همه قابل ستایش، ولی فیلم در مهم ترین وجه خود یعنی فیلمنامه به شدت لق می زند به همین خاطر نمی توان آن را شاهکار دانست چرا که یک فیلم کامل نیست. به قول فراستی قشنگه ولی کار نمیکنه! یادمون نره که خیلی از منتقدان فیلم رو دوست داشتند چرا که اون رو با فرش و تابلوی ایرانی و این قبیل مسائل مقایسه می کردند. در حالی که در سینما به هیچ وجه چنین نیست و حرکت و فیلمنامه حرف اول را در هر اثر می زند و در آخر یه حبه قند را چیزی فراتر از یک فتورمان نمی دانم. 
---------------------- 
پيام خدابنده‌لو: منظور من از اين مطلب اثبات «شاهكار بودن» فيلم نبود. تاكيد كردم كه فيلم مخالفاني هم دارد. انتقاد من به اين مخالفان نبود، بلكه به كساني بود كه خود فيلم‌هاي ديگري را شاهكار مي‌نامند اما در برابر شاهكار توصيف كردن «يه حبه قند» موضع مي‌گيرند. در حالي كه همان‌طور كه مخالفان فيلم حق ابراز نظر دارند، موافقانش هم حق شاهكار دانستنش را دارند. 
استدلال‌هاي مختلفي در مورد شاهكار بودن فيلم از منتقدان و فيلمسازان مطرح شده كه مي‌تواند درست يا غلط باشد. اما بحث در مورد كيفيت فيلم موضوع جدايي از مطلب است.

ایجاد یادداشت
  • هنردوست گرامی ، لطفا نظر خود راجع به مطلب فوق را در کادر زیر به زبان پارسی وارد نمائید. توجه کنید که نظر شما پس از تائید مدیریت سینمافا و پس از حداکثر 6 ساعت در سایت قرار خواهد گرفت.
نام:
پست الکترونیکی شما:
وب سایت شما:
BBCode:Web AddressEmail AddressBold TextItalic TextUnderlined TextQuoteCodeOpen ListList ItemClose List
یادداشت

کد امنیتی: (کد مقابل را داخل کادر وارد کنید)* Code

 
 
با جشنواره ها
جشنواره در نگاه سینمافا
جشنواره از دید دوربین سینمافا

جدیدترین اخبار

خبر نامه ی سینمافا

هنردوستان گرامی ، با عضویت در خبرنامه ی سینمافا از ویژه نامه های ما از طریق ایمیل باخبر می شوید.