دیالوگ ماندگار

عزت الله انتظامی: اینقدر تو این شهر خر پیدا میشه که ما پیاده جایی نریم...

[دیوانه ای از قفس پرید-احمدرضا معتمدی]

آخرین تحلیل ها

 
 

اختصاصی: لذت تجربه دو اتفاق بزرگ! چاپ ارسال به دوست
(11 :مجموع آراء)

نگاهی به فیلم «یه حبه قند»:

سینمافا- علی وزینی- تحلیل بر «یه حبه قند» باید پیش از این به نگارش درمی آمد، اما نگارنده با توجه به سیل تمجیدها و تعریف هایی که از فیلم بعمل آمد، ترجیح داد یادداشت خود را به آخرین روزهای اکران این فیلم موکول کند تا کمی از احساسی بودن، به دور باشد و هم با کمال آرامش بیشتری همراه شود.

دیگر نیازی به اشاره به این نکته که «یه حبه قند» فیلم جزئیات، چند بار دیدن و روی پرده سینما دیدن است، نیست و همین نکته را باید وجه تمایز بزرگ و اساسی آخرین ساخته میرکریمی با سایر تجربه های او بدانیم. فیلمی که علاوه بر قصه آدم های خود، به جزئیاتی اشاره می کند که نه تنها در دیگر آثار او وجود ندارد بلکه به جرئت می توان گفت این جزئیات در معدود دیگر آثار ایرانی آمده است و شاید همین «تک بودن» باعث شده تا هر هنرمندی به نوشتن یادداشت درباره «یه حبه قند» روی بیاورد و با توصیف حتی چند کلمه ای، ابراز علاقه خود به این فیلم را نشان دهد.

«یه حبه قند» را می توان، تصویرگر دو اتفاق بزرگ و مهم خانواده ایرانی (چه سنتی و چه مدرن) بدانیم که در هر خانواده ای با سلیقه های گوناگون نیز دیده می شود و علت اصلی همذات پنداری فیلم نیز همین موضوع است. نوعی بهانه برای تجمع افراد خانواده در کنار یکدیگر تا لحظاتی هرچند کوتاه، به یاد هم بودن و در کنار یکدیگر ماندن را تماشا کنیم و بدانیم این دو اتفاقاگرچه بهانه ای برای دور هم بودن است اما شاید همین کنارهم بودن به تغییر سرنوشت و زندگی مان منجر گردد.

پسندی (نگار جواهریان) که به بهانه ازدواجش همه را کنار هم جمع می کند در آخر سرنوشت دیگری برایش رقم می خورد و این جاست که حالا جمع شدن خانواده به بهانه ای برای لغو ازدواجش منجر می شود.

فیلم، لذت «تجربه» باهم زندگی کردن است و این «تجربه» کردن را با شکل های مختلف در فیلم می بینیم که گاه با شوخی ها و سرخوشی های خانوادگی همراه است و گاه با آزار و اذیت یکدیگر. خوشی ها و ناخوشی هایی که در زندگی دسته جمعی پیش می آید و لحظه لحظه آن برای تماشاگر ملموس است.

در کنار این لحظات، فیلم نگاه جالبی به جمع های زنان و مردان ایرانی دارد و تصویر جالبی را از لحظات با یکدیگر بودن این خانواده نشان می دهد. زنان و مردانی که جنس شوخی هایشان با یکدیگر متفاوت است. زنان ترجیح می دهند خنده های خود را با غیبت های زنانه تامین کنند و عملاً رو در روی یکدیگر از هم گلایه نمی کنند و درست وقتی شیطنت می کنند که حریفشان در میدان نیست. به یاد بیاورید سکانس اذیت کردن زن دایی و هنگامی که سمعک زن دایی خاموش است و او را اذیت می کنند. اما در مقابل مردانی که شوخی هایشان در لحظاتی رخ می دهد که در کنار یکدیگر هستند و آن موقع موجب ناراحتی یکدیگر را فراهم می سازند که سکانس های تماشای فوتبال و قهر کردن های  با جناق ها (رضا کیانیان و فرهاد اصلانی) از ماندگارترین آن هاست.

لذت «تجربه کردن» را بارها در پس این دو اتفاق مهم ایرانی می بینیم که موجب همذات پنداری ما با فیلم می شود که اتفاقاً حس آشنایی نیز با آن برقرار می کنیم.

مراسم های ازدواج و فوت یکی از پرحادثه ترین و طولانی ترین اتفاقات زندگی ایرانی‌ها را تشکیل می دهد و هر فرد ایرانی در طول زندگی خود بارها با آن درگیر می شود که البته میزان سهم این درگیری به نسبت نزدیکی با افراد خانواده متفاوت است اما به هر حال آنها درگیر ماجراهای این دو اتفاق مهم ایرانی می شوند. در فیلم نیز تعدد شخصیت ها به همین دلیل است و ما میزان درگیری هر فرد با ماجراهای ازدواج و فوت را می بینیم.

 

http://www.cinemafa.com/images/stories/film/Ye_habeh_ghand/negar_ye_habbe1.jpg

نگار جواهریان در نمایی از فیلم «یه حبه قند»


هر کس در فیلم درخور موقعیت و شخصیت خود درگیر این دو اتفاق مهم می شوند که این درگیری از کودک تا بزرگ خانواده را دربر می گیرد. درگیری که شاید برای کودک فیلم به میزان پوشیدن لباس عروس باشد و یا شاید دغدغه ای مثل کوتاه کردن موی سر خان دایی. اما به هر حال هرکس از کوچک تا بزرگ خانواده درگیر آن هستند و ما همه ی این جزئيات را به خوبی در فیلم می بینیم.

زنان فیلم به واسطه این درگیری چند روزی زندگی دیگری را در کنار هم تجربه می کنند و دل مشغولی هایشان به چیزهای دیگری مثل آماده شدن برای مهمانی، غذا پختن های دسته جمعی و یا موارد دیگر تغییر می کند. در مقابل مردان فیلم نیز در جمع خود، زندگی دیگری را تجربه می کنند. مثلاً فوتبال دسته جمعی می بینند در حالی که اصلاً علاقه ای به تماشای فوتبال ندارند و یا به سربه سر گذاشتن یکدیگر و متلک انداختن رو در رو  مشغول می شوند.

تفاوت نسل های مختلف را به واسطه حضور چند خانواده در کنار یکدیگر به خوبی می بینیم، زن دایی و دایی به عنوان نسل نماینده قدیم. پدران و مادرانی که نسل بعدتر را تشکیل می دهند، دخترخاله و پسرخاله ای که نماینده نسل سومی هستند و نسل جدیدی که هنوز مشغول بازی کردن هستند. که  البته تفاوت سه نسل مهم امروز را در قالب نماز خواندن هایشان می بینیم.

این دو اتفاق آن قدر مهم است که سرنوشت زندگی ها را تغییر می دهد و این است طعم شیرین یک حبه قند.

 

منبع: سینمافا


بازدید: 394

  یادداشت ها (1)
1. نویسنده tannaz, فعال 1390/09/15 - 20:22
این چی بود؟نقد بود یا یادداشت بود؟تبلیغ فیلم بود که از تلویزیون جا مونده بود رسیده بود به شما؟ تازه  
کمی از احساسی بودن، به دور باشد و هم با کمال آرامش بیشتری همراه شود. 
میشه بگین کمال آرامش مگه بیشتر و کمتر داره که خواستین با کمال آرامش بیشتری همراه باشه؟ هههههههه

ایجاد یادداشت
  • هنردوست گرامی ، لطفا نظر خود راجع به مطلب فوق را در کادر زیر به زبان پارسی وارد نمائید. توجه کنید که نظر شما پس از تائید مدیریت سینمافا و پس از حداکثر 6 ساعت در سایت قرار خواهد گرفت.
نام:
پست الکترونیکی شما:
وب سایت شما:
BBCode:Web AddressEmail AddressBold TextItalic TextUnderlined TextQuoteCodeOpen ListList ItemClose List
یادداشت

کد امنیتی: (کد مقابل را داخل کادر وارد کنید)* Code

 
 
با جشنواره ها
جشنواره در نگاه سینمافا
جشنواره از دید دوربین سینمافا

جدیدترین اخبار

خبر نامه ی سینمافا

هنردوستان گرامی ، با عضویت در خبرنامه ی سینمافا از ویژه نامه های ما از طریق ایمیل باخبر می شوید.