|
انتقاد شدید از ممنوعیت ساخت سریال های تلخ در تلویزیون
دستمزد همه بالا می رود، دستمزد من پائین می آید!
سینمافا-علی خطیبی و حسین نجاتی - عصر روز جمعه در انتشارات « دارينوش » ميهمان خانم « شهرزاد عبدالمجيد » بوديم. كسي كه ايشان را معمولاً در نقش زن دايي سريال محبوب « در پناه تو » به ياد مي آورند يا با نقش خاله در برنامه عروسكي « خاله رويا و تقي » ...
خانم عبدالمجيد به دليل تمايلي كه به دور بودن از حاشيه ها دارند كمتر حاضر به مصاحبه مي شوند ولي با وجود حضور بر سر فيلمبرداري سريال جديدشان ، محبت كردند و وقتي را در اختيار مخاطبان سايت « سينمافا » قرار دادند كه بي نهايت از ايشان و علي الخصوص اهالي « دارينوش » بابت لطفي كه داشتند سپاسگزاريم.
* معرفي از زبان خود :
شهرزاد عبدالمجيد هستم. متأسفانه سايت هاي سينمايي سال تولد من را اشتباه درج كرده اند كه اميدوارم اصلاحش كنند البته برايشان چندين بار پيام هم فرستاده ام. مجرد هستم. از حدود سال 1373 بازيگري را شروع كردم. در كلاس هاي آقاي سمندريان دوره بازيگري ديدم و نزد آقاي معيريان دوره گريم را گذراندم. سال 1374 اولين سريالم را كه متعلق به گروه اقتصاد بود كار كردم. سريال « در پناه تو » ، فيلم سينمايي « ضيافت » ، « شبي ديگر » دارينوش ، سريال « فقط به خاطر تو » ، سريال « تب سرد » كارهاي بعدي ام بودند.
* علت گزيده كاري و غيبت سه ساله :
من مدت سه سال در دانشگاهي بين المللي در دبي زبان انگليسي مي خواندم و همچنين در مقطعي كوتاه به هندوستان سفر داشتم تا دوره هاي انرژي درماني ام را تكميل كنم. بعد به ايران برگشتم و همچنان مشغول تحصيل زبان هستم. دو سالي هست كه مجدداً بازيگري را اغاز كردم. به نظرم وقتي بيشتر كار مي كني ، بيشتر توي حاشيه هستي. من اين حاشيه را دوست ندارم و ترجيح مي دهم زندگي آرام خودم را داشته باشم. به همين دليل هم كم مصاحبه مي كنم و هم گزيده كار هستم.
* سريالي كه هم اكنون مشغول بازي در آن هستيد :
شبكه پنج سيما براي ايام ماه مبارك رمضان امسال ، فصل جديد مجموعه « شايد براي شما هم اتفاق بيفتد » را براي پخش در حال تهيه دارد. اين مجموعه باز هم اپيزوديك است و همچنان سريال حال و هواي « كليد اسرار » را دارد. سي قسمت دارد. هر ده قسمت را يك كارگردان مي سازد. ده قسمت را آقاي « معظمي » ، ده قسمت را آقاي « راما قويدل » و ده قسمت را « آقاي نويد مهين دوست » كه من در يكي از اپيزودها براي آقاي مهين دوست كار كردم و الآن باعث افتخارم است كه دارم با آقاي قويدل كار مي كنم. قبل از آن هم يك سريال كمدي به نام « خاطرات شيرين و فرهاد » داشتم به كارگرداني آقاي مهدي مظلومي كه آقاي امير حسين رستمي نقش مقابلم بودند. كاري كه بيشتر مبتني بر كمدي لحظه بود. سريال « شهر هرت » (چاري) را هم آماده پخش دارم. آخرين كار پخش شده ام هم كار ويژه چهارشنبه سوري بود كه آقاي تكاور براي شبكه دو ساختند و به نمايش درآمد.
* تجربه حضور در برنامه عروسكي « خاله رويا و تقي » :
اگر مجدداً كار عروسكي به من پيشنهاد بشه كه عروسكي مثه تقي داشته باشه ، حتماً قبول مي كنم. تقي براي من فقط يه عروسك نبود. براي من مثه يه بچه بود. بيشتر ارتباط من با تقي بداهه بود و همين براي بيننده جذابيت داشت و كار را به يكي از پربيننده ترين هاي زمان خودش تبديل كرد. صداي خانم مفيد و عروسك گرداني خانم محبوب آنقدر سينك بود كه نمي شد با تقي ارتباط برقرار نكرد.
* چطور سر از عالم بازيگري درآورديد ؟
به نظر من بازيگري يك مقوله ذاتي و ژني است. مشقوق اصلي من مادرم بود ، كسي كه اگر در كنارم نمي بود شايد الآن هيچ چيز نداشتم. وقتي علاقه ام را به بازيگري ديد منو به دو تا از همكارانش يعني آقاي « صمد شيرازي » و آقاي « اوين » معرفي كرد. تست دادم و قبول شدم و وارد اين دنياي پرحاشيه شدم.
* اگر بازيگر نمي شديد ... :
قاعدتاً جهانگرد مي شدم. احتمال داشت معلم يا مدير بشوم چون عاشق بچه ها هستم. دنياي بچه ها را دوست دارم چون صداقت دارند. از دنياي پوچ و الكي دور و برم خسته شده ام.
* اهل فوتبال هم هستيد ؟
من بر خلاف تمامي اقوام ، دوستان و آشنايانم كه پرسپوليسي اصيل هستند ، استقلالي هستم. البته براي پرسپوليس احترام قائلم و فقط توي بازي مقابل استقلال هستش كه آرزوي شكست خوردنش را مي كنم. در كل معتقدم اين بازي ها تا جايي خوب است كه مردم را سرگرم كند و بهشان آرامش دهد. اگر قرار باشد اعصاب مردم را به هم بريزد و آنان را به جان يكديگر بيندازيد اصلاً فايده اي ندارد.
* اهل مطالعه هستيد ؟
بله ... بچه هاي انتشارات « دارينوش » در حقيقت خانواده دوم من هستند. البته بيشتر كتاب هايي در حوزه انرژي درماني مطالعه مي كنم.
* نظر شما در مورد برنامه « هفت » :
اين برنامه را اصلاً تماشا نمي كنم.
* نظر شما در مورد ابلاغيه معاون سيما در خصوص ممنوعيت ساخت سريال هاي تلخ در تلويزيون :
فعلاً كه اين صحبت ها در حد حرف است و به مرحله اجرا درنيامده ضمن اينكه هر دو شخصيتي كه من دارم براي ماه رمضان كار مي كنم شخصيت هاي تلخي هستند. به نظر من تا تلخي نباشه شيريني ديده نمي شه. شادي يا تلخي صرف ، مردم را دلزده مي كنه. زندگي ما آدم ها مرتب در تضاده. تا بدي نباشه ، خوبي ديده نمي شه. تا زشتي نباشه ، زيبايي ديده نمي شه. تا سريال هاي تلخ نباشند هم سريال هاي طنز جذابتي نخواهند داشت. متأسفانه طنزهاي اخير تلويزيون هم همگي تكراري شده اند. از نظر داستان ، مضمون ، كاراكتر ، بازيگران و ... . به عنوان مثال همين سريال هاي نوروزي. متأسفانه ما مناسبتي ساز شده ايم و به خط داستاني كمتر بها مي دهيم. من واقعاً دلم براي سريال هايي مثل « در پناه تو » تنگ شده ، سريال هايي كه خيابان ها را خلوت مي كرد و مردم را پاي تلويزيون مي نشاند و آنها را مشتاق تماشاي قسمت بعدي مي كرد. سريال هايي مثل « تب سرد » ، « پدر سالار » و ... . اكثر سريال هاي ما اپيزوديك شده اند. به واسطه تقليد كوركورانه ما از غربي ها. البته بازي در اپيزود براي بازيگران به لحاظ زمان و صرفه اقتصادي بسيار مقرون به صرفه تر است ولي بازي چندان به چشم نمي آيد. من خودم 18 تله فيلم بازي كرده ام كه بيشترشان بعداً وارد شبكه خانگي هم شده اند ولي واقعاً كدامشان در خاطر مردم مي ماند ؟ بازي در سريال هاي اپيزوديك هم جذابيت چنداني ندارد.
* مجموعه هاي « قهوه تلخ » و « قلب يخي » را پيگيري مي كنيد ؟
با وجود تمام احترامي كه براي آقاي لطيفي و ساخته هاشون قائلم ولي معتقدم قلب يخي فقط يك ويترين است. اين كار را نديدم ولي جسته و گريخته قهوه تلخ را دنبال مي كنم. بازي خانم عبدالرزاقي و آقاي محمدرضا هدايتي خيلي خوب بوده ، برزو هم كه واقعاً معركه است. به نظرم چنين سريالي كه داستان خوب ، شخصيت هاي ثابت و بازي هاي قابل قبول داره و اينجوري توانسته نظر مثبت مردم را جذب كنه بايد از تلويزيون پخش مي شد. متأسفانه مديران ما اين ذوق را در مخاطب كشته اند.
* ارزيابي شما از وضعيت سينما و تلويزيون ايران :
سينماي ما يك سري بازيگر خاص دارد كه من نمي دونم چرا خودشونو از بازيگراي تلويزيون جدا مي دونن. اين تلويزيون هستش كه بازيگر رو محبوب مي كنه ، بيننده براش جمع مي كنه و اين بيننده رو براش به سينما مي كشونه. اگر توي تلويزيون بازيگر خوبي باشي متقابلاٌ مي توني توي سينما هم بازيگر موفقي باشي. من نميگم بازيگر خوب توي سينما نداريم. داريم ولي اگر قرار باشد يك بازيگر 18 تا اكران فيلم داشته باشه خب معلومه اين سينما سينمايي هستش كه سقوط مي كنه. سينمايي هستش كه مردم ازش خسته مي شن. جايي رو نمي ذاره كه مردم فرصت فكر كردن واسه قصه رو داشته باشن. سوژه هامونم كه همه تكرارين. باز دست تلويزيون الآن بازتره. سينماي ما شده همش كپي. يعني به محض اينكه من يه فيلم ايراني نگاه مي كنم شايد دو روز بعد فيلم خارجي شو بيارم تو خونه بشينم نگاه بكنم. هيچ خلاقيتي وجود نداره و هنوز كه هنوزه ما داريم با يه دوربين توي سينما كار مي كنيم. تكنيك ما هنوز بالا نرفته. توي امارات اصلاً بخش فيلمسازي وجود نداره. تازه دارن يه شهرك سينمايي مثه هاليوود راه ميندازن تا اين بخش رو راه بندازن. ولي اونا براي ساخت يه ويدئو كليپ روي آهنگ با دوربين 35 كار ميكنن. يعني اينقدر براي كار ارزش قائلن. جديداً توي ايران ياد گرفتن اينو ما مي گيريم DV مي كنيم. ما تكنيك رو بالا نبرديم و فقط از بازيگر توقع داريم در حالي كه همه چيز دست به دست هم ميده. خب وقتي من اين امكانات تصويري رو توي خونه ام دارم. براي چي بلند شم برم سينما فيلم نگاه كنم. آخرين باري كه رفتم سينما فرش قرمز فيلم كريستال بود كه پنج دقيقه هم بيشتر ننشستم ولي خب توي خونه ام راحتم. بيشتر ترجيح ميدم سريالاي مطرح روز دنيا رو توي خونه ام نگاه كنم. من اصلاً فارسي وان نگاه نمي كنم. چون ميگم ما خودمون داريم به خودمون لطمه مي زنيم. من ميگم شما كه دارين زحمت ميكشين. خرج هم مي كنين و دوبله مي كنين محدوديتي هم كه ندارين. مخاطبتون رو هم كه دارين پس چرا نمي ريد سراغ چندتا سريال به درد بخور ؟ چرا سريال هاي درجه 4 و 5 ؟ وقتي به تلويزيون ما دو تا كار « جيم » پيشنهاد بشه و تلويزيون اونا رو رد بكنه صرفاً به كار « الف » و « ب » نگاه بكنه من تشويق مي شم كه خودم برم كار « الف » بسازم. تلويزيون ما داره 400 تا تله فيلم توليد مي كنه. زديم رو دست هاليوود. فيلم بي كيفيت توليد كردن يعني هدر دادن سرمايه و انرژي. سوزاندن بازيگر. به جاي اين كار بيا 20 تا فيلم درست كه حرفي براي گفتن داشته باشن بساز. بايد براي مخاطب جذابيت ايجاد كنيم. چرا من بايد برم يه سريال خارجي تهيه كنم. مگه ما قبلاً جذابيت توي سريالامون نبود. من به شخصه واقعاً دلم خيلي تنگ شده. همش ميگم اي خدا يعني ميشه دوباره يه همچين سريالي ساخته بشه و من برم تو يه همچين سريالي بازي بكنم ؟ ولي تب اپيزود سازي همه جا رو گرفته. تقليد كردن رو بايد از بين ببريم. ما ايرانيا با اصالتي كه داريم نبايد اين قدر دنباله روي ديگران باشيم.
* فعاليت هاي ديگر شما در اوقات فراغت :
كلاس هاي انرژي درماني رو دارم. اخيراً مستر شده ام. اواخر هر ماه گردهمايي داريم. اواسط ماه هم هر زمان وقت داشته باشم براي انرژي درماني گروهي معلولين رعد و محك ميريم. نقاشي ... كلاس نقاشي نرفتم از دو سال پيش. پسر يكي از دوستام راهنمام بود. اولين كارم با رنگ روغن توي سال 87 بود به نام بودا. دفتر شعر دارم. دو سه تا داستان نوشتم. اينترنت ميرم و اخبار روز سينمايي رو پيگيري مي كنم. موزيك گوش ميدم بسته به روحيه و حالم انواع موسيقي گوش مي دم. بيشتر دنبال اين هستم كه از موسيقي آرامش بگيرم.
* ايده آل شما در بازيگري :
دوست دارم اينقدر امكانات و تكنيك خوب باشد كه بازيگران ما بتوانند در سطح بازيگران هاليوودي كار كنند.
* الگو در بازيگري :
الگوي خاصي ندارم ولي از بازي ژوليت بينوش ، مونيكا بلوچي ، مريل استريپ و جودي قاستر خيلي خوشم مياد ولي نزديك به شخصيتم نيستن كه بتونم ازشون الگو بگيرم. برام جالبه كه خانم بلوچي قراره توي فيلم جديد آقاي قبادي در نقش يكي از شخصيتاي تاريخي ايراني ظاهر بشن. خيلي دوست دارم يه روزي چنين پيشنهادي به من هم بشه ولي متأسفانه همچين موقعيتي براي يه بازيگر ايراني به وجود نمياد.
* دستمزد :
همه دستمزداشون ميره بالا ولي من دستمزدم مياد پايين ! من هيچ وقت به دستمزد به عنوان چيزي كه هنرم رو باهاش مي فروشم نگاه نمي كنم. ما يه اصولي داريم توي ريكي كه ميگه تا براي چيزي بهايي نپردازي براش ارزش قائل نميشي. ذات انسان اينه. اگه يه چيزي كه خيلي واست مهمه بهت كادو بدن و گمش كني اون قدر ناراحت نميشي كه اگه يه چيزيو خريده باشي و گمش كني. چون پول از جيبت دادي. من توي دستمزد دنبال اين هستم كه فقط زندگيم بگذره. من ماشين و خونه و خيلي چيزاي ديگه رو ندارم. معتقدم كه بايد به حق خودم قانع باشم. بايد همه يه جورايي خودمون به خودمون كمك كنيم. من اگه خودم به خودم كمك كنم ، به جامعه ام كمك كردم. ما هر چي داريم رو به پيشرفت و تكامل ميريم يه چيزايي رو هم داريم از دست ميديم. بايد خودمون اينا رو كسب كنيم. اگر به اين نكته كه زمين گرده و هر فكري كه بكنيم يه روزي به خودمون برمي گرده اعتقاد داشته باشيم و اينكه به هر دستي بِدي از همون دست پس ميگيري ، اون وقت شايد آدم بهتري باشيم. ما نتيجه اعمالمون رو خودمون مي بينيم.
* غيبت سه ساله باعث شد مردم فراموشتان كنند ؟
يه بازيگر براي موفق شدن بايد به توانايي هاي خودش ايمان داشته باشه و انرژي بذاره براي كارش تا متقابل از مردم انرژي بگيره. نبايد از مردم جدا بشيم. به دست آوردن دل مردم نكته خيلي مهميه. مردم معمولاً از صدايم منو ميشناسن و خيلي دلشون تنگ شده واسه من. بيشتر مثبت كار كردم ولي نقش منفي و خاكستري هم داشتم. آدم احساساتي هستم. وقتي يه صحنه احساسي توي يه فيلم داره پخش ميشه ميزنم زير گريه. بچه خواهرم منو مسخره ميكنه ميگن ناسلامتي تو بازيگري ميدوني اين فيلمه ولي من ميگم اين احساسمه. من در مقطعي حدود دو سال تصويرم از تلويزيون پخش نشد به دلايلي كه گفتم ولي اين برام جذاب و دوست داشتني بود كه فراموش نشدم و مردم باز هم منو مي شناختن و حس و انرژي مثبت بهم ميدادن. گرچه همكارام منو فراموش كرده بودن. همه توقع دارن منو از تلويزيون ببينن چون منو بازيگر تلويزيوني ميدونن.
* عشق به مادر :
من مادرم رو خيلي دوست دارم. هر دفعه كه ميرم ميبينم اين آدم يه دنياي ديگه داره. عشقي كه به من داره و عشقي كه من بهش دارم. خب اين عشق خالصانه رو من الآن كجا ميتونم پيداش كنم غير از مادر خودم ؟
* توصيه خانم « شهرزاد عبدالمجيد » به بازيگران تازه وارد و علاقه مندان به بازيگري :
اگر فقط به دنبال شهرت و معروف شدن هستيد ، اصلاً وارد اين حرفه نشويد. وارد شدن به بازيگري كار سختي نيست ولي باقي موندن در آن خيلي مشكل است. به نظر من تحصيل آكادميك در كنار تجربه عملي ميتونه خيلي مفيد باشه. بازيگري حرفه فوق العاده بي رحمي هستش كه آينده نداره. معلوم نيست شما چند سال بهتون كاري پيشنهاد نشه. يا بعد از چند سال نقشي باشه كه به سن و ظاهرتون بخوره ؟ به نظرم بهتره اول بريد توي يه رشته موفق بشين و بعد به عنوان شغل دوم براي ارضاي علايق و روحتون بازيگري رو انتخاب كنيد. شهرت بمبيه كه مي تونه زندگي افراد رو سخت بكنه. به همين خاطره كه من ازش فاصله مي گيرم. چون منو محدود مي كنه. منو الگوي جوونا مي كنه. آخه من چه كسي هستم كه بخوام الگوي جوونا باشم ؟ اين كار آدمو سخت مي كنه. اكثر بازيگرا الآن شغل دوم دارند. بيشتر لذت بازيگري توي اون حس هايي هستش كه از مردم مي گيري. اگه ژن بازيگري نداشته باشي نمي توني بازيگر مطرحي بشي هر چند تحصيلات آكادميك هم داشته باشي. مگر براد پيت تحصيلات آكادميك داشته ؟ يه راننده تاكسي بوده ولي اين ژن رو داشته است.
منبع:سینمافا بازدید: 6350
1. نویسنده scarecrow, فعال 1390/11/23 - 08:21 یعنی ایشون واقعا تصور میکنن بازیگرای ما در حدِّ هالیوود نیستن؟!؟! (البته من نمیخوام درباره ی اسطوره های انگشت شمارشون صحبت کنم) ولی چطور میشه رسیدنِ سیامک صفری، فرهاد اصلانی، سید مهرداد ضیائی و ... رو به حدِّ هالیوود آرزو کرد؟! در اینصورت شما دارید پَسرفتشون رو آرزو میکنید.. |
|
- هنردوست گرامی ، لطفا نظر خود راجع به مطلب فوق را در کادر زیر به زبان پارسی وارد نمائید. توجه کنید که نظر شما پس از تائید مدیریت سینمافا و پس از حداکثر 6 ساعت در سایت قرار خواهد گرفت.
| |